|
حقوق خانواده و قانون
|
||
|
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون |
نظرات عزیزان شرکت کننده در بحث :
|
پنجشنبه 14 مهر1384 ساعت: 17:13 |
نويسنده: |
|
خدمت این دوست عزیز عرض کنم بنده هم عین مشکل جنابعالی را دارم و بعد از عقد متوجه شدم دختر خانم آن چیزی نیست که قبل از عقد خانواده اش وانمود میکرد . این شد که خانم هوس پول باد آورده به سرش زد و رفت و نصف مهریه را اجرا گذاشت و بماند که طی این دو سال چه بلاهایی که سر من نیامد ، دادگاه بدوی ، درخواست تقسیط ، حکم جلب ، زندان اوین و دادگاه تجدید نظر و . . . | |
|
سه شنبه 19 مهر1384 ساعت: 12:41 |
نويسنده: |
|
اقای محترم شاید به جای اینکه ان دختر را مقصر بدانید.کمی هم به خودتان توجه کنید!! این شما هستید که نباید گول بخورید و باید بدانید ما یا باید مانند عصر حجر مادر خود را به خواستگاری بفرستیم و به همان شیوه دینداری کنیم و به قسمت خود گردن نهیم و یا سعی کنیم با یک ارتباط سالم شریک اینده خود را تا حدودی که خود تایین می کنیم بشناسیم . در جامعه امروز یا باید مدرن بود یا سنتی هر دو با هم اصولا امکان پذیر نیست در ضمن به نظر من انتخاب شریک زندگی خریدن اتومبیل نیست . خیلی از خانم ها اصولا تا بچه دار نشوند و ازدواج نکنند نخواهند دانست که تغییرات هورمونی چه اثری بر انها دارد . شاید چاق شوند بدون اینکه بدانند!!! و باز به نظر من بجز مواردی از بیماری و سوانح پیش امده که اثر نامطلوبی میتواند داشته در بقیه موارد شما زیاد سخت میگیرید.چون یک انسان همه حسنها را با هم ندارد اگر همسر اینده شما همه شرایظ شما را داشته باشد ولی اندکی شما را درک نکند و سرد و خودخواه باشد شما را راضی میکند؟ حال با توجه به این حرفها اکر هنوز روی حرف خود هستید میتوانید به کارگاهی سفارش دهید تا برای شما یکی بسازند !!!!!!. زنده باشید. | |
|
چهارشنبه 20 مهر1384 ساعت: 8:59 |
نويسنده: |
|
با تشکر از شما دوستان که نظرات خود را ارسال کردید . در جواب هورای عزیز باید نکاتی را یاد آور شوم .این ازدواج متاسفانه در شهرستان صورت گرفت و من از خانواده طرف در خواست نمودم که اجازه بدهند که مدتی نامزد باشیم ولی چون رسم نداشتند و این کار را جایز نمی دانستند اجازه ندادند البته نه ایشان بلکه در شهر ما قریب به اتفاق با این قضیه متاسفانه همین گونه بر خورد می کنند . آیا به نظر شما زنی که حرف شنوی نداشته باشد و هر کاری که دلش می خواهد را انجام بدهد و با این که میداند حضور ش در زندگی من باعث مریضی من و رنج و عذاب است . من را درک میکند ؟ خودخواه نیست ؟ ما 7 ماه است که رابطه ای نداریم و ایشان حتی یک بار با من تماس نگرفته است که لا اقل عذر خواهی کند در دادگاه حتی به اندازه سر سوزنی ناراحت نبود و مادرش می خندید .غرور به این اندازه تا حالا دیده اید . چیزی که برای من مسلم است این است که آنها از همان ابتدا فکر همه چیز را کرده بودند با خودشان گفته بودند که این دختر که مشکل دارد و احتمال پس دادنش زیاد است پس تا جایی که میتوانیم کلک میزنیم اگر گرفت و پسره (جواد) بود که هیچ و اگر هم نشد که پولی باد آورده از او میگیریم و به خاطر همین طرز فکر بود که هنگامی که ماد رمن به آنها گفت که من دختر را نمی خواهم و آنها کلک زده اند د رجواب مادر من سریعا گفته بودند اگر تا 5 سال دیگر هم رفت و آمد نکنید ما نه طلاق می خواهیم و نه پول . اقای هورای عزیز می دانم که نباید انتظار داشت دختر ی با تمام کمالات پیدا کرد . مسلم است . نمی دانم شما ازدواج نموده اید یا نه ولی امیدوارم اگر ازدواج نکرده اید طرف مقابل شما هدفش فریب شما نباشد و گر نه شما هر اندازه که حواستان را جمع کنید متو جه قضایا نخواهید شد . طرف من هدفش گرفتنه پول نقد است طوری که من فهمیده ام فقط و فقط به پول نقد من فکر می کنند و به هیچ عنوان قصد ادامه زندگی ندارند چون خوب میدانند که این زندگی روزی به طلاق منجر خواهد شد . در این میان من و خانواده ام سوختیم . و هیچ قانونی هم از ما حمایت نمی کند و من نمی خواهم مثل خودشان با آنها رفتار کنم شما اگر به جای من بودید (البته خدا نکند) چه می کردید ممکن نبود کسی شما را به کارگاه هدایت کند . مجددا از شما متشکرم | |
|
چهارشنبه 20 مهر1384 ساعت: 10:19 |
نويسنده: |
|
راستش در ادامه این بحث ترجیح میدادم دیگر سخنی نگویم زیرا این بحث به منظور پرسشی حقوقی مطرح شده اما چون دیدم ممکن است جوانی بی تجربه این پرسش و نظر دیگردوستان و جوابیه اقا رامین را بخواند تصمیم گرفتم دیدگاه خودم را روشن مطرح کنم . نازنین شک ندارم که در شرایط روحی خوبی قرار نداری من به عنوان ناظری که خود شما او را به دیدن شرایط خود (با مطرح نمودن پرسش خود) دعوت نمودی کاملا به شما حق میدهم که از شرایط ناراضی باشی . تمام سعی من این است که شما بعد از پشت سر گذاشتن این وضعیت دوباره ان رابوجود نیاوری. راستش زمانی که شرایط شما را برای ازدواج با ان دختر دیدم خودم را به خاطر اوردم که با دختری از نظر حسن وکمال همه چیز تمام ازدواج کردم و بسیار خوشحال زندگی خود را اغاز نمودیم و مشکلات زمانی اغاز شد که یک ماه از ازدواج ما گذشته بود . من فهمیدم که با یک عروسک ازدواج کردم . عروسکی که برای مهیا کردن احتیاجاتش روز به روز باید بیشتر کار میکردم بدون اینکه محبتی دریافت کنم . او ابدا همپا و غمخوار و مهربان نبود. واقعا مثال عروسک بود . بعد از جدایی از ایشان که با صدمات مالی و معنوی زیادی همراه بود. با خانمی اشنا شدم لاغر اندام با چهره ای معمولی که بعد از ازدواجو بارداری چاق شد با این توصیفات من عاشقانه دوستش دارم چرا که خودم را دوست دارم او همیشه باعث شده که من احساس خوبی نسبت به خودم به عنوان یک مرد داشته باشم .او ارزش های من را می شناسد و من ارزشهای او را . چون این تجربه را داشتم خواستم با بیان ان نظر شما را یه ملاکهای معنوی بیشتر جلب کنموالبته زیبایی در زندگی به ویژه بای مرد مهم است اما همه چیز نیست دوست من . در ضمن افرادی که با انها طرف هستید پیداست کار کشته اند و می دانند چه میکنند پس شاید بد نباشد که شما هم بدانید چه می کنید!! و در اخر اینکه اگر مسئولیت خود را در این مورد که (به هر بهانه ای که میخواهد باشد ) شما با اطمینان نا به جا (و یا هر دلیل دیگری که خود حتما بهتر می دانید) باعث شده اید از شما سو استفاده بشود این را بپزیرید و اگر از نظر قانونی باختید.قیمت ان را هر چه که هست بپردازید تا از شر این ادمها خلاص شویدو من مطمئنم دختران زیبا و با کمال بسیاری هستند که ارزو دارند کانون خانوادگی شادی تشکیل دهند و انها منتظر شما هستند. شاد باشی دوست من | |
|
جمعه 22 مهر1384 ساعت: 13:37 |
نويسنده: |
|
سلام به همه دوستان | |
|
جمعه 22 مهر1384 ساعت: 15:8 |
نويسنده: |
|
کمکم کنید | |
|
شنبه 23 مهر1384 ساعت: 8:34 |
نويسنده: |
|
مجددا از شما دوستان متشکرم | |
|
شنبه 23 مهر1384 ساعت: 17:31 |
نويسنده: |
|
با سلام و عرض احترام خدمت این خانم محترم و مدیریت محترم سایت | |
|
يکشنبه 24 مهر1384 ساعت: 14:45 |
نويسنده: |
|
با سلام خدمت آقای کاظمی | |
|
سه شنبه 26 مهر1384 ساعت: 19:2 |
نويسنده: |
|
جناب آقای کاظمی | |
طبق نتایجی که بدست آمده فاصله بین عقد و عروسی زمانیست که زندگیهای نو پا را مستعد طلاق میکند در این مدت علاوه بر اینکه طرفین رسما زن و شوهر هستند ولی از زندگی مشترکی که اغنا کننده نیازهای طرفین باشند بی بهره هستند .
در همین حال اختلافات و تفاوت سلیقه ها طرفین و یا یکی از طرفین را ممکن است به جائی برساند که فکر کند اگر ازدواجی صورت نمیگرفت بهتر بود و راه حل مشکل را در طلاق ببیند .در اینحال تکلیف طرف مقابل که اینطور فکر نمیکند چیست و خسارتهای مادی و معنوی او چه میشود؟
زمان بین عقد و عروسی وقتی طولانی شود زن و شوهر عیبهای یکدیگر را بیشتر خواهند دید ضمن اینکه مجال زیادی برای با هم بودن و استفاده از خوبیهای یکدیگر ممکن است نداشته باشند .وجود اطرافیان زهر دار و دخالتهای مختلف هم مزید بر علت خواهد بود .
در صورت اقدام به طلاق وجود قوانین جاری که بعد از عقد مهریه به زن تعلق میگیرد و جدایی باید با طلاق صورت پذیرد هم مشکلات دیگری بوجود خواهد آورد.
علاوه بر این مسائل مشکلاتی که از طرز تفکر خانواده ها ناشی میشود هم جای تاسف دارد .
معمولا خانواده های دختران ایرانی از اینکه دخترانشان با همسران آینده آنها مدتی در صیغه موقت بمانند تا برای آشنائی بیشتر همدیگر را بهتر بشناسند بیم دارند و گمان میکنند با این روش داماد ممکن است از دستشان در برود .
اغلب در همین خانواده ها بعد از بروز مشکلات رجوع به مهریه های غیر متعارف و غیر انسانی رخ میدهد که بعضیها اصولا بدنبال پول باد آورده و گروهی دیگر فقط بدنبال طلاق میروند .
با بررسی این قبیل مشکلات بنظر میرسد اقدام به عقد دائم برای آشنائی و شناخت بیشتر در حالتی که شناخت قبلی هم وجود ندارد کار اشتباهیست .
در این حال صرفا باید به صیغه موقت(با پایان مدت خودبخود محرمیت تمام میشود) برای محرمیت اکتفا کرد تا اتفاقات ناگواری مثل طلاق کمتر برای افراد پیش بیاید .
زمان عقد و عروسی هم حتی الامکان نزدیک به هم باشد تا مشکلات کمتری بوجود بیاید .البته باید دقت داشت که اکثر این مشکلات زمانی بزرگتر خواهند بود که مهریه خارج از توان مالی مرد باشد(در این حال تهدید به زندان برای طلاق و یا حق حبس مشکلات روحی و روانی فراوانی برای مرد ایجاد خواهد کرد) .
برای افرادی که اصلا شناختی نسبت به هم نداشته اند مدت محرمیت حداقل 6 ماه مدت مناسبی میباشد و با زمانهای یکماه و یک هفته نمیشود شناخت کافی بدست آورد .
|
|