|
حقوق خانواده و قانون
|
||
|
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون |
قانون مدني در حل مشكلات خانوادگي و احقاق حقوق نا كارآمد است
شايد خيليها به اين موضوع فكر كرده باشند كه چرا قوانين حقوق خانواده كمك زيادي به حل مشكلات خانواده نكرده است .
چرا هنگام مراجعه زن به دادگاه اخلافات ريشه دارتر ميشود .
چرا وقتي زن مهريه خود را مطالبه ميكند زندگي به سمت از هم پاشيدن ميرود .
چرا همچنان با بروز اتفاقات و نابسامانيهاي خانوادگي و حقوقي بعضيها عنوان ميكنند حقوق زن در خانواده پايمال ميشود .
چرا مردها دوست ندارند مشكلات خانوادگيشان را در غير موارد طلاق به دادگاه ارجاع دهند .
چرا حتي در بين زنان مصطلح شده زني كه به دادگاه مراجعه ميكند ديگر ارزش زندگي مشترك را ندارد .
جواب تمام اين سوالات هم ساده و هم مشكل است .
رسيدن به درك صحيح از مسائل خانواده مستلزم شناخت و اشراف به روحيات و نيازهاي اساسي و انساني زن و مرد است .
شايد در يك نگاه سطحي نگر با عنوان اين موضوع كه حقوق زن و مرد بايد برابر باشد بخواهيم مسائل بين زن و شوهر را حل كنيم ، اما قطعاً اين نظريات ما را به نتيجه كاملي نخواهد رساند .
اما چرا؟
در نظام خانواده مرد بعنوان تكيه گاه( بيروني )زندگي مشترك هميشه پشتيبان و ضامن حفاظت و صيانت از خانواده و همسر خود ميباشد و نقش بلاترديدي در تامين معاش خانواده دارد . مرد بعنوان حامي و پشتيبان داراي مشخصه مخصوص به خود است .مرد در زندگي با توجه خود به كليات زندگي مشترك مانع بروز نقايص عمومي زندگي مشترك ميشود .
زن بعنوان پشتوانه ( دروني ) خانواده عامل دلگرمي افراد خانواده و تامين كننده نيازهاي روحي و عاطفي خانواده است .زن بعنوان يك فرد موثر در داخل خانواده از بروز نقايصي كه از درون خانواده و يا جزئيات خارج از خانواده ميتواند ناشي شود جلوگيري ميكند.
كاملاً مشخص است مرد و زن هرگز نقش يكساني در خانواده ندارند و با نبودن هر يك از آنها نوع خاصي از نارسائيها دامن خانواده را ميگيرد .با بودن اين دو نفر در كنار هم است كه مشكلات دوران تنهائي به عواملي براي رشد و آرامش و ترقي تغيير ميكند .
يك مرد هميشه در خانواده تا جائي پيش ميرود كه احساس كند وجود او مهم است و غرور مردانه او حفظ ميشود و روزي كه اين غرور خدشه دار شود روز جدائي او از خانواده است .
يك زن هميشه در خانواده تا جائي ادامه ميدهد كه مورد محبت خانواده باشد و ارزش او در جايگاه خودش حفظ شود و روزي كه اين مراتب تامين نشود روز دلسردي زن است .
جايگاههاي حقوقي معين شده در قانون بدون توجه به جايگاه مرد و زن در خانواده فقط از حق زن و مرد صحبت كرده است .
بخاطر همين وقتي زني مطالبه حقوق خود را ميكند و قانون مرد را در موضع انفعال قرار ميدهد و نقش او را از حالت پشتوانه زندگي مشترك به نقش يك بدهكار صرف تبديل ميكند بديهيست مقدمات از هم پاشيدن زندگي مشترك را هم ممكن است فراهم كند .
اما قانون نگاه تيز بينانه لازم را براي نگاه به مشكلات خانواده نداشته است .درست است كه حقوق بايد اعاده شود اما گاهي مطالبه حقوق مالي به قيمت از هم پاشيدن زندگي مشترك تمام ميشود و جالب اينجاست كه قانون خود بخاطر تعريف نابجا و نا كارآمد حقوق نقش اصلي را در بروز گرفتاريها و ناراحتيهاي بعدي بازي ميكند .
بعنوان يك مثال :
1- اختلافي بين زن و شوهر بروز ميكند .
2- زن به حقوق خود رجوع ميكند تا با اينكار بنوعي خود را مطرح كند و از فشارهاي مالي براي پيشبرد اهدافش استفاده كند
3- قانون قاطعانه و مطلق سينه سپر ميكند و از حقوق زن در خانواده صحبت ميكند (مثلا 1082 قانون مدني : به مجرد عقد ، زن مالك مهر مي شود و مي تواند هر نوع تصرفي كه بخواهد درآن بنمايد)
4- زماني كه قانون سينه سپر كرده و عملاً جايگزين مرد در خانواده ميشود و نقش مرد را كمرنگ ميكند مرد تعهداتي را كه بخاطر مسوليت ناشي از احترام خانواده انجام ميداده رها ميكند (با وارد شدن خدشه به غرور مرد ، مرد از مسوليتها شانه خالي خواهد كرد) .
5- ممكن است در ادامه قانون بواسطه بعضي از بازوهاي اجرائي (مثلاً ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي) ضربات ديگري هم به مرد وارد كند
6- وقتي كار به اين مرحله ميرسد قدرت حمايت و پشتيباني قانون از زن به پايان ميرسد و مثل يك بادكنك از درون تهي ميشود (مثلاً بر اساس ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي گاهاً بدهيهاي خيلي سنگين به اقساط سبك تبديل ميشود)
7- حال ديگر مرد با خدشه وارد شدن بر غرورش زن را نميخواهد و در ادامه به شكلي زندگي مشترك پايان ميپذيرد .
الطافي كه به اين شكل شامل حال خانواده ميشود ابتدا از مطلق نگري قانون و بي توجهي قانون به نقش مرد و زن و سپس تفاسير خشك از حقوق و در مرحله بعد با كوتاه آمدن و در انتها سوق دادن مرد و زن بسمت طلاق (تنها به اين دليل كه قانون داراي چشماني بسته است) ناشي ميشود.
خيلي روشن است كه در حال حاضر بهترين زندگيهاي مشترك زندگيهايي خواهند بود كه كمتر با اين قوانين ارتباط پيدا كنند و بدا به حال خانواده اي كه اين قوانين بخواهند راه سعادت و نجات آنها را مشخص كنند .قانوني كه از ابتدا پايان كارش مشخص است با چشماني بسته سعي دارد راه درست را به زوجين نشان دهد ، بديهيست كه با مشكل روبرو خواهد شد .
تا زماني كه قوانين چشمان خود را باز نكنند و به جايگاه و نيازهاي واقعي زن و مرد در خانواده توجه نداشته باشند (الزاماً قانونگذاران چشمانشان بايد باز شود) روال كار تغييري نخواهد كرد و قوانين گاهي با پافشاري و تاكيد فراوان بر حقوق زن ميتواند موجبات نارسائيها و نابسامانيهاي فراواني را براي زن و خانواده بوجود آورد .
گذشته از ماهيت حقوقي قوانين خانواده بايد هميشه دقت داشت در هر زمانه كارآئي حقوق ممكن است تغيير كند و همينطور ممكن است افراد جامعه با تغييرات خود موجب نا كارآمدي قوانين شوند .
بعنوان مثال شما نميتوانيد عموم دختران و پسران جامعه ما را با زنان و مردان نسلهاي گذشته مقايسه كنيد .كار كرد حقوقي مثل مهريه تغيير كرده (در گذشته زنان خيلي كم به مهريه رجوع ميكردند و مهريه ها كمتر بود و يابصورتي در ابتدا مانند زمن و يا . . . به ملكيت زن در ميامد اما امروزه مهريه ها زياد شده ، مردان مايل به پرداخت مهريه نيستند و جالبتر از همه اينكه دختران جوان جامعه توجه خاصي به دريافت مهريه نشان ميدهند و بديهيست با اين روند و كاركردهاي قانون آمار طلاق بايد بيشتر شود نه كمتر ).مسوليت پذيري دختران و پسران جوان كم شده و مسائلي مثل طلاق كه در گذشته بعنوان ننگ بزرگ براي خانواده ها مطرح بود امروزه در بروز اختلافات به يكي از راههاي اصلي حل مشكل تبديل شده اما ما همچنان با قوانين 50 سال گذشته سعي داريم مشكلات خانواده را حل كنيم .
جنايات شهردار تهران فاش شد!
از آنجا كه بالاخره يعني پس از گذشت 8 سال جناب آقاي خاتمي متوجه بحران ترافيك در شهر تهران شدند ما هم ذيلا دلايل بد بودن شهردار تهران را به ترتيب چيز مي آوريم:
1- مهمترين دليلي كه نشان مي دهد دكتر احمدي نژاد، آدم بي خودي است، اين است كه اوشان مثل شهيد رجايي وقتي كنار محافظان خود مي ايستد، آدم تعجب مي كند كه آخر اين چه مديري است كه لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با كلاس تر است!
2- در بي تربيت بودن شهردار تهران همين بس كه تا به حال به مناسبت روز تولد فرزند يكي از معاونين خود از پول بيت المال براي آن عزيز دردانه پرايد، كادو نبرده اند!؟... خسيس بازي تا به كجا؟
3- از جمله دلايلي كه ثابت مي كند دكتر احمدي نژاد شهردار خوبي نيست اين است كه به جاي اين كه دو ساعت براي مردم سخنراني كند، 7 ساعت مثل آدم هاي بي كار به درد دل هاي مردم گوش مي دهد. كانه هيچ كاري در شهرداري مهم تر از شنيدن حرف شهروندان و حل كردن مشكلات اوشان نيست!
4- دكتر احمدي نژاد برخلاف شهرداران تهران در دو دولت سازندگي و چيزلاحات، نه تنها عرضه تهيه يك خانه اشرافي در مناطق شمالي شهر تهران را ندارند بلكه تا به حال هيچ كس اوشان را در ماشين ضدگلوله نديده است. وانگهي شهرداري كه بلد نباشد پيپ بكشد، حالا هي براي مردم كار كند!
5- در بدذاتي! دكتر احمدي نژاد يكي از دلايل هم اين است كه اوشان به جاي اين كه ماليات و عوارضي را كه از مردم مي گيرد به احزاب بدهد، صرف امور نامشروعي مثل وام ازدواج مي كند!
6- شهردار تهران، چند صباح بعد از مديريت در شهر تهران باعث شد كه مردم بفهمند شعار اصلاحات را چيزطلبان دادند اما اصول گرايان به آن عمل كردند. سر همين اگر نمايندگان مجلس ششم به جاي تحصن، خودشان را هم دار مي زدند، باز كك مردم نمي گزيد. آيا نبايد به خاطر اين كارها كه همه اش زير سر احمدي نژاد است به اوشان فحش بي تربيتي داد؟!
7- دليل هفتم، همچين محكم نيست، بي خيالش مي شوم!!
8- احمدي نژاد پايه گذار اين بدعت بود كه مردم از مديران به جاي شعار، كار مطالبه كنند. آيا همين مسئله جرم كوچكي است و مگر در قرآن نيامده: الفتنه اشد من القتل؟!
9- اخيراً كاشف به عمل آمده كه شهردارتهران به جاي ادوكلن هاي 300هزار توماني، از عطرهاي حومه شاه عبدالعظيم استفاده مي كند. جنايتي كه حتي بيجه هم مرتكب نمي شد!
10- دكتر احمدي نژاد تا ساعت دوازده شب در سركار خود مي ماند. صبح هم ساعت 6 كارش را شروع مي كند. شما قضاوت كنيد كه يك مدير تا چه حد بايد جاني و خيانت كار باشد؟!
11- از ديگر دلايل بد بودن دكتر احمدي نژاد اين است كه قيافه اش نه شبيه كرباسچي است، نه الويري و نه ملك مدني. حالا قيافه بخورد توي سرشان، 20 سال است همين كت و شلوار را مي پوشد!؟
12- شايد بزرگ ترين جرم شهردارتهران، اميدوار كردن مردم به كارآمد بودن نظام باشد. چرا كه نه! جز اين است كه اوشان نان انقلاب را در حد مختصر، مي خورد و با كمال وقاحت حاضر نيست مثل بعضي حضرات براي ضدانقلاب خدمت نمايد؟!
13- دكتر احمدي نژاد برخلاف ديگر شهرداران تهران، حاضر نيست سياست هايي را اتخاذ كند كه به گران تر شدن شهر تهران منجر شود؛ اين تن بميرد؛ اوشان بيشتر به حاجي ارزوني ها شباهت ندارد تا شهردارتهران؟!
14- چندي پيش شهردارتهران براي حل مشكل ترافيك علاوه بر احداث اتوبان هاي جديد و اصلاح برخي اتوبون هاي قديمي، خواهان برچيده شدن بساط نمايشگاه بين المللي از محل فعلي شد. اين در حالي است كه وزراي همين آقاي خاتمي با اين كار اوشان كه گره ترافيك را تا حدي باز مي كرد، مخالفت كردند. اين گذشت تا اينكه هفته گذشته رئيس جمهور بالاخره متوجه ترافيك تهران شدند. خب اين وسط چرا آقاي احمدي نژاد بايد بي گناه باشد؟! خود همين جرم كوچكي است؟!
15- چندي پيش چيزنامه ها ليست مديراني را كه از شهرام جزايري، پول هنگفت گرفته بودند، چاپ كردند و چون نام آقاي احمدي نژاد در اين ليست نبود، معلوم مي شود كه اوشان اصلاً مدير نيست!؟
«باجناق آقاي چيز»
بنقل از روزنامه كيهان
|
|