تبليغاتX
حقوق خانواده و قانون
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

أَفْضَلُ نِساءِ أُمَّتى أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً. (بحار، ج 103، ص 347)

برترين زنان امت من زنى است كه زيبائيش بيشتر و صداقش كمتر باشد.

اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد:

لا تُغالُوا بِمُهُورِ النِّساءِ فَتَكُونَ عَداوَةً. (بحار، ج 103، ص 347)

مهرها را زياد نگيريد كه مايه دشمنى است.

حضرت صادق(عليه السلام) فرمود:

مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مُؤْنَتِها وَ تَيْسيرُ وِلادَتِها وَ مِنْ شُؤمِها شِدَّةُ مُؤْنَتِها وَ تَعْسيرُ وِلادَتِها. (ازدواج در اسلام/95 )

كم خرجى و آسان زائى از بركت زن، و سنگينى مخارج و هزينه و دشوار زائى از شومى اوست

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

لا تُغالُوا بِمُهُورِ النِّساءِ فَإِنَّما هِىَ سُقْيَا اللّهِ سُبْحانَهُ. ( مجازات نبويه/182)

مهرها را سنگين نگيريد، مهر و محبت را بايد خداوند مهربان فراهم آورد، پول و مال عشق و محبت نمى آورد.

رسول حق به زنى بنام حولا فرمود:

يا حَوْلا وَ الَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولاً، ما مِنْ اِمْرَأَة ثَقَّلَتْ عَلى زَوْجِهَا الْمَهْرَ إِلاّ اَثْقَلَ اللّهُ عَلَيْها سَلاسِلَ مِنْ نار.  (ازدواج در اسلام/96 ـ 97)

اى حولا به آن خدائى كه مرا بر حق به پيامبرى و رسالت مبعوث كرد، زنى نيست كه مهر سنگين بر عهده شوهرش بگذارد، مگر اينكه خداوند زنجيرهاى آتش بر گردن او گذارد!!

 |+| نوشته شده در  84/01/20ساعت 12:8  توسط انصاف ـ قانون  | 

"امكان تقسيط مهريه قبل از مطالبه زوجه"

 

توضيح: چنانچه زوج بدون اين كه زوجه مهريه اش را از او مطالبه كرده باشد به دادگاه مراجعه و تقاضا نمايد كه با توجه به تورم و اوضاع و احوال زندگيش حكم به تقسيط پرداخت مهريه صادر كرده تا ذمه وى خالى از دين شود تكليف در اين مورد چه ميباشد اثر مهم وضعى اين دادخواست البته به جلوگيرى از ازدياد مهريه نقدى ناشى از شاخص بانك مركزى برميگردد به همين دليل در پاسخ به اين بحث مواد 273 و 277 و 1082 و 1083 قانون مدنى نيز مورد توجه و مطالعه قرار گرفت:

الف - نظر اكثريت:

(دادگاه باپذيرش دادخواست در صورت لزوم حكم بر تقسيط مهريه صادر مينمايد)

از آنجاكه اصل بر پذيرش دعاوى است و تازمانى كه منع قانونى نباشد دادگاه مكلف به پذيرش دادخواست تقسيط مهريه ميباشد و از طرفى برابر ماده 1082 قانون مدنى زوجه به مجرد عقد، مالك مهر ميشود و در نتيجه شوهر مشغول الذمه واقع ميگردد لذا موضوع دادخواست مشمول حكم كلى ماده 277 قانون مدنى خواهد بود كه بيان كرده است نميتوان متعهد له را مجبور به قبول قسمتى از تعهد نمود ولى حاكم ميتواند نظر به وضعيت مديون مهلت يا قرار اقساط دهد و چنانچه دادگاه با بررسى جامع احراز نمايد كه زوج توانايى پرداخت دين خود به طور يكجا ندارد و حتى در مهلت مناسب اين امكان براى او فراهم نخواهد شد، طبق قرار اقساط و با در نظر گرفتن ساير مقررات موضوعه، از جمله تبصره ذيل ماده 1082 ِ.م حكم به پرداخت مهريه خواهد داد.

ب - نظر اقليت:

(مادامي كه متعهد له، مطالبه تعهد را ننموده دادگاه نميتواند به نفع يا ضرر او اتخاذ تصميم نمايد)

اصل بر آن است كه زوج بايد طبق تعهد و شرط ضمن عقد عندالمطالبه دين خود را بپردازد و عرفاً اين تعهد ضمن عقد نيز از تعهدات مدت دار تلقى ميگردد و از طرفى پرداخت اقساطى مهريه بدون مطالبه زوجه در موردى كه مهريه وجه نقد باشد ميتواند به لحاظ تبصره ذيل ماده1082 قانون مدنى و تأثير شاخصهاى بانك مركزى به ضرر زوجه باشد و زوجه خود ميتواند به اراده خود صبر نمايد تا در زمان مناسب به طور يكجا و بادر نظر گرفتن شاخص(در مورد وجه نقد) مهريه خود را دريافت نمايد بدين جهات دادگاه نميتواند مادامي كه متعهد له مطالبه تعهد را ننموده است در اجراى ماده 7 قانون مدنى به ضرر متعهد له تصميمي اتخاذ نمايد.

نشست (5) مدنى : با توجه به ماده 273 قانون مدنى مبنى بر اين كه "اگر صاحب حق از قبول آن امتناع كند، متعهد به وسيله تصرف دادن آن به حاكم يا قائم مقام او برى ميشود و از تاريخ اين اقدام مسئول خسارتى كه ممكن است به موضوع حق وارد آيد نخواهد بود" و نظر به ماده 277 قانون مدنى، نظر اكثريت قضات دادگسترى كاشان كه در خرداد ماه سال 1380 ابراز گرديده، صحيح تشخيص و مورد تأييد است.

 

 |+| نوشته شده در  84/01/19ساعت 15:16  توسط انصاف ـ قانون  | 

آيت‌الله مكارم‌شيرازي: شرعاً مي‌توان حد معقولي براي مهريه تعيين كرد


خبرگزاري فارس: يكي از مراجع تقليد در واكنش به طرح جديد مجلس اظهار داشت كه شرعاً مي‌توان حد معقولي براي مهريه گذارد.

به گزارش خبرگزاري فارس، آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي در پاسخ به استفتايي مبني بر اينكه \"نظر شما در خصوص طرح جديد مجلس كه بر اساس آن مهريه زنان محدد مي‌شود، چيست؟\" مرقوم داشت: «با توجه به اينكه مهريه‌ها در شرايط كنون حد و مرزي ندارد و سبب اشكالات فراواني قبل از ازدواج و حتي بعد از ازدواج شده و تاثير بدي در جامعه گذارده است، شرعاً مي‌توان حد معقولي براي آن گذارد و به ناساماني‌هاي كنوني مهريه پايان داد.»
مجلس شوراي اسلامي فوريت طرحي را با عنوان تسهيل ازدواج به تصويب رسانده است كه بر اساس ماده‌اي از اين طرح نمايندگان خواستار توافق طرفين ازدواج براي تعيين مهريه زنان شده‌اند.

 |+| نوشته شده در  84/01/16ساعت 21:12  توسط انصاف ـ قانون  | 

جنايتي  بالاتر از قتل بــــنــام   . . . .  ازدواج

 

امروز در موتور جستجو به مطلبي برخورد كردم كه براي ديدن موضوع لينك مطلب را دنبال كردم و به وبلاگي رسيدم كه ظاهرا شرح حال جواني بود كه بواسطه نداشتن مهريه به زندان رفته بود .

مطالب را كه خوب مطالعه كردم ديدم موضوع گله و شكايت از روزگاري بود كه آن جوان از زبان حال فرد گرفتار مطرح كرده بود و نوشته بود گناه من چيست كه بخاطر ازدواج كردن بايد به زندان بيفتم .

البته امروز موضاعات ديگر را هم ديدم و با تعيين مقدار ديه كامل يك مرد روبرو شدم  كه مقدار بيست و پنج ميليون تومان بود .

با توجه به مهريه هاي امروزي كه ممكن است از صد يا دويست سكه شروع شده و به دو و سه هزار سكه هم برسد و يك حساب سر انگشتي به اين نتيجه رسيدم كه بدهي جواني كه بخواستگاري يك دختر ايراني ميرود و منجر به ازدواج ميشود مساوي و يا بالاتر از ديه زنيست كه در خيابان بصورت غير عمد ممكن است به قتل برساند ! .

با احتساب مقدار ديه يك زن به اندازه نصف يك مرد ديه در قتل غير عمد يك زن بايد حدود 5/12 ميليون تومان باشد و با مقايسه حداقلهاي مهريه هاي روزگار ما با حدود 114 سكه كه معادل 11 ميليون تومان ميباشد كاملا مشخص است يك جوان ايراني براي ازدواج بايد تاوان چه جرمي را بپردازد.

البته اگر انصاف داشته باشيم بايد توجه كنيم ماهيت اين دو مساله كاملاً با هم متفاوت است ،در قتل غير عمد فرد دنبال اين نبوده كه به كسي آسيب برساند اما فردي كه قصد ازدواج داشته علي الظاهر قصد خير و بدور بودن از گناه و پيمودن راه پاكدامني و پيروي از سنت پيامبر داشته است .

حالا ميتوان حساب كرد مهريه پانصد سكه اي معادل ديه چهار قتل غير عمد و الي آخر . .  . .

عده اي عقيده داشتند محدود كردن اين ارقام بدون پايه و اساس و غير منطقي و اساساً غير شرعي با موازين و قوانين و شرع بنوعي منافات دارد .

عده اي ميگفتند محدود شدن سقف مهريه با حقوق زن منافات دارد و شايد اين آزاد بودن مقدار مهريه بنوعي حمايت محسوب ميشود .

البته اگر عنوان ميشد حماقت بهتر و شايسته تر بود.بي ضابطه بودن موضوع مهريه باب دعواهاي خانوادگي را باز كرده با اندك اختلاف مردها به زندان تهديد ميشوند و مردها زنها را از عاطفه در خور محروم ميكنند، بعد از درگير شدن خانواده ها در مشكلات جوانان و تلف شدن وقت دادگاهها  مساله به طلاق ختم ميشود اين نتيجه آن حمايت است .

چگونه حمايت از طريق روشي غير ممكن محقق ميشود ، وقتي مهريه اينقدر بالاست كه امكان پرداختش وجود ندارد كدام قانون ميتواند آنرا تضمين كند اصلا چگونه اين بحث مبناي حمايت از زنان شده ؟ وشايد منظور حمايت از فرزندان بي سرپرستي باشد كه از فرجام دعواهاي خانوادگي باقي ميمانند .

و يا از نطفه چنين پدراني كه يك عمر با ترس مهريه با همسرانشان زندگي كرده اند و بر روي غيرت مردانه خود پا گذاشته اند فرزنداني ترسو و بزدل متولد ميشود .

كه اگر اين نوزادان از نطفه حلال بهم رسيده باشند باز هم جاي شكر دارد .

 

فضيل بن يسار به نقل از امام صادق‏عليه السلام درباره مردى خبر داده‏كه با زنى ازدواج مى‏كند ودر نظر ندارد مهر به او بپردازد كه در اين‏صورت زنا خواهد بود.(وسائل الشيعه، ص‏21، باب 11، حديث 1)

 

آيا ميشود انتظار داشت از زنا فرزند حلالزاده بوجود بيايد؟

اين هم عاقب روزگار

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.( بحار، چاپ مؤسسه وفاء بيروت، ج 100، ص 349. )

كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويج نمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد و پيمان مسئوليت دارد.

البته مباحث حقوقي ديگر را هم بايد باز كرد .هنوز خيلي از جوانان نميدانند مهريه ارث ميرسد و در صورت فوت زن به پدر و يا ديگر اقوام زن متعلق است حتي زني كه زندگي مشترك نداشته در صورت فوت اقوامش ميتوانند مهريه را مطالبه كرده و همان قوانين كه در مورد طلب زن جاري بوده در مورد اقوام زن نيز جاري ميشود (ولي فقط نصف مهريه در صورت غير مدخوله بودن) اگر اين موارد را فرصت نداشتيد ببينيد بدانيد موارد مختلف آن در حال افزايش است .نكته جالب اينجاست كه بعد از فوت مرد اولين حقي كه از دارائيهاي مرد كسر ميشود مهريه زن است و بعد از آن است كه فرزندان و وراث به دارائيهاي باقي مانده دست پيدا ميكنند و بعنوان مثال در حالتي كه زن جواني كه يك فرزند خردسال دارند و شوهرش فوت كرده قصد ازدواج مجدد كند بواسطه مهريه بالاي زن سهمي به فرزند مرد نميرسد و  دارائيهاي مرد فوت شده همه سهم زن و شوهر جديد و زندگي آنها ميشود در حالي كه آن همسر جديد ممكن است حاضر به نگهداري فرزند شوهر سابق نباشد و اين طفل بي كس و بي چيز رها ميشود . قرار دادن مهريه سنگين خيانت آشكاريست كه پدري قبل از فوتش ميتواند در حق فرزند خود بكند .

پس براي ازدواج به ياد داشته باشيد به حرف خاله زنكها و بحثهاي كي داده و كي گرفته توجه نكنيد زندگي خود را از روز اول روي آب بنا نكنيد و مقدمات گرفتاري و ناراحتي خود و خانواده خود را بوجود نياوريد .

هر چند ازدواج امري مقدس و سنت پيامبر است ولي در اين روزگار كمي غفلت لازم است تا اتفاقات گفته شده در بالا را صحنه به صحنه جلوي چشم شما بياورد .گذشته از مشكلات دنيوي نتايج اخروي تصميمات خود را نيز بياد داشته باشيد .

 

 |+| نوشته شده در  84/01/16ساعت 17:54  توسط انصاف ـ قانون  | 

شناخت براي ازدواج

 

ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترين واقعه زندگي محسوب ميشود . در عين حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غير ممكن است و به همين لحاظ تحقيق كردن و شناخت طرف مقابل از مهترين مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج ميباشد .

گروهي از جوانان جامعه ما در اين زمانه خصوصيات مادي را بيشتر مورد توجه قرار ميدهند و از توجه كافي به مسائل مهمتر كه روح زندگي مشترك از آن نشاط ميابد غافل ميشوند .

هميشه براي داشتن يك زندگي سالم و پويا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش كردن شايسته بنظر ميرسد و بديهيست وقتي ميتوان با دقت كردن در انتخاب اوليه تا حدود زيادي در مورد آينده زندگي مطمئن شد اين امر جدي تر از هميشه بنظر ميرسد .

با هم بودن و در كنار هم بودن روزي اتفاق خواهد افتاد رسيدن به زيبايي و موقعيتهاي مالي مناسب هم بدست آوردنيست ، اما آرامش و وجود روحيه تفاهمي كه زمينه ساز آرامش است گوهري گرانبها و بسيار با ارزش است كه به سادگي و با ساده انگاري بدست نميآيد .

اين مساله را در زندگي افرادي كه همسراني زيبا و يا موقعيتهاي مالي مناسب دارند ولي بدنبال آرامش ميگردند ميتوان جستجو كرد .انسان وقتي از آرامش و سلامت روحي و رواني خود دور ميشود حاضر است در دورافتاده ترين جزاير متروكه با حداقل امكانات زندگي قرار بگيرد ولي آرامش داشته باشد ،اين رفتار را در عكس العمل افرادي كه در تنگنا دست به خودكشي ميزنند بسادگي مشاهده ميكنيم .

بنابر اين بايد دقت داشت هدف بزرگ و اصلي زندگي داشتن آرامش در كنار همسر است و رسيدن به اين نقطه متعالي در زندگي مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است .

اينكه بگوئيم زيبايي و يا پولدار بودن بالفطره خوب يا بد است يك اشتباه ميباشد .

بلكه بدي موضوع جايي خودش را نشان ميدهد كه انسان رشد نيافته در مقابل موقعيتهاي ظاهري اغوا ميشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هايي كه براي خود ميتراشد كنار ميگذارد . و در واقع اين قسمت بد موقعيتهاي ظاهري و ماديست .

عواملي كه باعث شكوفائي و پايندگي زندگي مشترك ميشود ريشه در تفكرات فردي و تربيتهاي اجتماعي و خانوادگي فرد دارد و در واقع خوشبختي در جان انسانها ريشه دارد و آنرا نميتوان بيرون از خود جستجو كرد .

ميتوان نتيجه گرفت قدمهاي اساسي(مهمتر)در تشكيل زندگي مشترك مواردي مثل خود شناسي و شناختن زندگي مشترك و اهداف و انگيزه هاي زندگي مشترك و همچنين شناخت طرف مقابل و همگوني و سازگاري او با آرمانها و اهداف زندگي مشترك است .

در اين ميان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهي كافي از مفهوم و انگيزه هاي زندگي مشترك و بدون شناخت صحيح از شخصيت خود وقت تلف كردن بنظر ميرسد .

افرادي كه عنوان ميكنند در كوچه و خيابان به تحقيق پرداخته اند و در نهايت در زندگي مشتركشان شكست خورده اند بايد به نحوه شناختشان شك كنند .

گذشته از شناختي كه بايد از خود و زندگي در فرد ايجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل ميباشد، شناخت طرف مقابل هم نياز به علم و آگاهي كافي دارد كه سعي ميكنيم  به اين مورد بپردازيم .

يكي از مهمترين مسائلي كه در هنگام آشنايي بمنظور ازدواج ممكن است اتفاق بيفتد تغييرات رفتاريست كه بعدها آسيبهاي فراواني به رابطه زناشوئي وارد ميكند .

دختري كه كمتر لبخند به لب دارد با خنده هاي مليحانه در هنگام صحبت و آشنايي سعي ميكند خود را در دل طرف مقابل جا كند و يا پسري كه تا بحال يك خط شعر نو ننوشته ادعاي شاعر بودن ميكند .

اما فرداي روزگار طرفين خواستار ادامه شرايطي هستند كه بر اساس آن همسرشان را انتخاب كرده اند .

غير از اين رفتار تعارف گونه ما ايرانيها اصرار و تاكيد بر مسائلي مثل كم بودن رابطه بين دختر و پسر تا اينكه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب نديده است و متعاقب آن آشكارشدن روحيات و واقعيتهاي زندگي گذشته دختر و پسر عواملي مخرب ميباشند .

از اينجهت اشاره من به شناخت عواملي غير از شناخت مستقيم ميباشد ، در حالي كه فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقيق ماست بررسي عوامل ريشه اي تربيت فرد خيلي ساده تر از شخصيت او پرده بر ميدارد .

در تعاليم ديني داريم دختر را از دائي و برادرهايش ميتوان شناخت و اين اشاره اي بر ابزار شناخت غير مستقيم است كه بنظر ميرسد كاربردي تر باشد . رفتن به كوچه ها و خيابانها شايد اگر مشكلات شخصيتي و اجتماعي در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن كننده باشد اما در شناخت واقعي كه لازم است از فرد در خانواده بدست آيد كمتر موثر است .

بنابر اين شايسته است شناخت بيروني و دروني همراه هم اتفاق بيفتد .

موضوعي كه در شناخت درون خانواده همسر آينده مهم ميباشد اين است كه پي بردن به حسنهاي خانوادگي هر چند باعث خوش آيند ما ميشود ولي شناخت صحيح معمولا با پي بردن به عوامل آزاد دهنده و ريشه هاي ناسازگاري و كجروي كامل ميشود .

شما زماني ميتوانيد بگوئيد طرفتان را خوب شناخته ايد كه به نكات منفي شخصيت طرف مقابلتان خوب پي برده باشيد و اين كار براحتي محقق نميشود .

شايد بخاطر همين باشد كه در هر كدام از راهنمائيهاي انجام شده به عواملي اشاره ميشود و شناخت كامل را نميشود هرگز براحتي و قبل از زندگي مشترك كسب كرد و هدف ما از تحقيقات و اشنائيها بالابردن درصد شناختمان ميباشد نه صد در صدكامل كردن آن.

اشاره اي كه در اين مقوله ميگنجد در نظر گرفتن شرايط منفي خانواده هاي ناسالم ميباشد ، چرا كه فرزندان با روحيات ناسالم از اين خانواده ها شكل ميگيرند .و پيشنهاد ميشود وقت كافي براي شناخت خانواده همسر آينده صرف شود كه اين روش وسيله اي براي شناخت غير مستقيم خود فرد هم ميباشد .

بعضي از مشخصه هاي خانواده ناسالم بشرح زير است .اين علائم به منزله تابلوي احتياط است و نه ورود اكيداً ممنوع .

 

اول اينكه خانواده هاي ناسالم سعي در طبيعي جلوه دادن وضعيت خود ميكنند و براي آن تلاش ميكنند چون اين كمبود زندگي آنهاست .

از بزرگترين مشخصه هاي خانواده هاي نا همگون اقدام به ظاهر سازي و مردم فريبي و تظاهر به خوب بودن است ولي اين امكانات با ابزاري غير از دروغ و فريب برايشان محقق نميشود .

معمولا زن سالاري و يا مرد سالاري افراد خانواده را بسوي پيروي بي قيد و شرط از خواسته هاي آنها پيش ميبرد و احترامي براي عقايد افراد خانواده وجود ندارد .(طبيعيست افرادي ترسو و ضعيف النفس و يا متكبر و خودخواه در اين خانواده ها رشد خواهند كرد كه آينده اي مثل والدين خود خواهند داشت)

در اين خانواده ها شادي كم و غصه و ناراحتي زياد است

آرمانگرائي در اينكه خانواده ما از همه بي عيب و نقصتر است و اشاعه اين تفكر كه ديگران در مقابل ما ضعيفتر و ناقصتر و حقيرترند .

نبودن گذشت در مقابل اشتباهات ديگران(كينه شديد) و هميشه بر كرسي قضاوت نشستن و در مقابل بي توجهي به حقوق ديگران .

تفاخر و تعريف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعيتهاي اجتماعي و اقتصادي و يا اصل و نسب و پيشينه نشان دهنده اين است كه افرادي كه به اين شكل رفتار ميكنند در درون خود دلايل كافي براي بزرگ بودن ندارند و شخصيت كوچكي دارند .

توقع زياد از ديگران

لجبازي و يكدندگي افراطي

و . . .

 

با توجه به اين شرايط خانواده اي ميتواند مورد توجه شما باشد كه كمتر درگير مشكلات مذكور باشد در كنار اين بررسيها، توجه به خوش آيند بودن ظاهر و موقعيت اجتماعي و مسائل مادي ديگر اگر بجا باشد بد نيست و در هر صورت همگوني و هماننديهاي اعتقادي و فرهنگي و اقتصادي كمك زيادي به پا بر جايي زندگي مشترك ميكند

 |+| نوشته شده در  84/01/15ساعت 15:26  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters