تبليغاتX
حقوق خانواده و قانون
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 

 سازمانهاي حامي ، کارنامه قابل دفاعي ندارند

 

گروه اجتماعي خبرگزاري مهر - همچون گذشته از نداري هايش مي گريد و از غم نان ، اما اين بار تنهاي تنها . ديگر همسري نيست تا غم گرسنگي کودکانش را با او تقسيم کند . حال او رفته و براي هميشه تنهايش گذاشته است . او مانده با کودکاني که دور و برش مي چرخند ، با بهانه ها و ناله ها و خواسته هاي بسيار . او حالا دل نگران آينده اي است که فرزنداني 8 تا 10 ساله را راهي خيابان هاي سرد و برفي مي کند تا سرنوشتي نه چندان روشن را براي خود رقم زنند .

 زنان سرپرست خانوار آسيب پذير ترين  قشر اجتماع محسوب مي شوند که به علل مختلف طلاق ، اعتياد ، فوت همسر ، زنداني بودن وي و ساير علل به تنهايي به تامين زندگي خود و افراد تحت تکفل خويش مي پردازند .  ازميان آمارهاي ارايه شده از سوي وزارت رفاه و تامين اجتماعي  مبني بروجود 8 درصد جمعيت زير خط فقر مطلق و 7ميليون نفر زير خط فقر ، دکتر  محمد تقي جغتايي رييس دانشگاه  علوم بهزيستي و توانبخشي درگفت وگوبا خبرنگار مهر جمعيت اين زنان را  بيش از يک  ميليون و 500 هزار نفرذکر مي کند که از اين ميان 65 درصد  از طريق  کارکرد اعضاي  خانوار و فرزندان ، حقوق بازنشستگي  و 35 درصد مابقي نيزتوسط کمک هاي افراد فاميل ، خيرين  و مستمري سازمان بهزيستي تامين مي شوند.

 

 دکتر جغتايي درادامه وظيفه سازمان  بهزيستي  را تنها  تامين نمودن 35 درصد جمعيت اين زنان يعني رقمي نزديک به  350 هزار نفر عنوان مي کند و  علت اين اهمال  و سستي را تنها  درفقدان  بودجه  واعتبار سازمان بهزيستي  مي داند . درحالي که  دکتر مصطفي اقليما  رييس انجمن مددکاران اجتماعي  ايران در گفتگو با  خبرنگار مهر ضمن اشاره به آخرين آمار  به دست آمده توسط سازمان بهزيستي  درشهر مشهد ، به رقمي حدود 24هزار زن سرپرست خانوار در اين شهر اشاره مي کند و مي افزايد تنها 6 درصد  اين زنان توسط  سازمان بهزيستي  حمايت و تامين مي شوند که اين تعداد نسبت به کل کشور براي سازمان بهزيستي عملکرد مطلوبي تلقي نمي شود .

 

وي اضافه مي کند : حداکثر ميران مستمري  اين قشر ميان  10 تا 18 هزار تومان در نظرگرفته شده  که تکافوي حداقل مخارج آنها راهم نمي کند  و مي توان درمقايسه با کل کشور رقمي نزديک به  300 تا 400 هزار نفر  را پيش بيني کرد که   تحت پوشش هيچ سازمان و نهاد حمايتي نيستند . 

 

گذشته از آمار و ارقام  ضد و نقيض و نه چندان شفافي که همواره  سازمان هاي متولي زنان سرپرست خانوار  ارايه داده اند  اين باور که  واقعا اين فشر محروم و ضعيف اجتماع  با دشواري هايي دست و پنجه نرم مي کنند خود مساله اي است که  نبايد با ديد اغماض نسبت به آن نگريسته شود ، يعني  هما ن کاري که مسوولان  سازمان هاي خيريه و حمايتي  در پيش گرفته اند .

 |+| نوشته شده در  83/12/14ساعت 18:22  توسط انصاف ـ قانون  | 

نفقه ، تمكين خاص ، تمكين عام

 

از آنجا كه در مراجعه به آمار وبلاگ مشاهده كردم تعدادي از عزيزان بواسطه بررسي موضوع تمكين و نفقه به وبلاگ وارد ميشوند بر آن شدم كه مطالب اجمالي تري را در مورد آن جمع آوري كنم .

در ارتباط با معناي تمكين عام و خاص ابتدا بايد عرض كنم كه مفهوم تمكين خاص اطاعت از نيازهاي غريزي مرد از طرف زن ميباشد و مفهوم تمكين عام فرمانبرداري در تمام امور كلي زندگي ميباشد و زن موظف به پيروي و اطاعت از شوهر است قانون هم اشاره كرده رياست خانواده از خصائص مرد است .

بحثهايي كه در مورد نفقه و مهريه و تمكين ميباشد بلحاظ درگير بودن اين مفاهيم است يعني اينكه زن بعد از عقد و با عقد نكاح به چه حقوقي ميرسد و حقوق مرد چيست و اگر زن تمكين كند و يا نكند حقوق هر كدام چگونه است .

در مقابل اين سوالات بايد گفت كه بصورت مشخص در صورت وقوع عقد نكاح زن مالكيت مهريه را دارا ميشود و بر اساس قانون هر دخل و تصرفي در آن ميتواند بكند و بخاطر همين شرايط است كه مردان جوان گاهاً بدرخواست همسرانشان به زندان هم ميافتند .

اما نفقه حقيست كه با تعريف اكثريت تعاريف حقوقي، در صورت عدم نشوز به زن تعلق ميگيرد و اين جمله يعني صرف ادعاي زن و در خواست زن او صاحب حق است و نياز به اثبات اينكه به او نفقه تعلق ميگيرد نيست و اين امكان بواسطه رابطه زوجيت فراهم شده ، اما اين مفهوم تعلق نفقه وابسته به تمكين كامل است يعني تمكين عام و خاص بهمراه هم بايد وقوع پيدا كند .

لذا با تحقق تمكين عام و سرپيچي از تمكين خاص و يا بر عكس نفقه تعلق نمي گيرد و هر كدام از شرايط ياد شده معناي تمكين كامل را تداعي نميكند و بنابر اين حق نفقه زوجه ساقط ميشود .در كل اثبات انفاق در صورتي كه دلايل و شواهد مشخصي بر عدم تمكين زوجه نباشد با مرد است و همينطور زماني كه ادعاي عدم تمكين وجود دارد مرد بايد ادعاي خود را با مدارك و شواهد و اسناد به اثبات برساند .

 اما در شرايطي هم كه زوجه حاضر به تمكين كامل بوده و زوج سرپيچي نمايد هر چند تمكيني وجود ندارد بلحاظ وفاي زوجه به حقوق قانوني مرد مستحق نفقه ميباشد و بايد توجه شود مفهوم نشوز و عدم تمكين دو مفهوم جدا هستند .

بحث ديگر حق حبس براي زن است كه طبق اين قاعده حقوقي كه در قانون نيز به آن اشاره شده مادام كه مهريه زن به او تقديم نشده او ميتواند از تمكين خودداري كند و اين عدم تمكين مسقط حق نفقه نيست .

در شرح اين قانون و قاعده فقهي قبلاً توضيح دادم ولي بصورت خلاصه طبق نظرات و آراء مطرح شده منظور از اين عدم تمكين فقط محدود به تمكين خاص است و در موارد ديگر تمكين ،مثل خروج از منزل ملزم به اطاعت است .

به اين مفهوم كه زني كه از حق حبس استفاده ميكند فقط از تمكين خاص ميتواند خودداري كند و اگر در بقيه امور سرپيچي كند حق نفقه نخواهد داشت .

و بديهيست كه اثبات تمام اين شرايط با مدعيست لذا به محض درخواست نفقه از طرف زن مرد ملزم به ارائه ادله مبني بر عدم تمكين زن است كه اين كار با روال معمول حقوقي جامعه ما از طريق ارسال اظهارنامه صورت ميگيرد .البته فقط به همين يك روش خلاصه نميشود بلكه هر چيزي كه نشان دهنده درخواست تمكين زن و عدم اجابت اين خواسته از طرف زن باشد همين مفهوم را تداعي خواهد كرد .بعنوان مثال دادخواست تقابل مبني بر الزام به تمكين زوجه كه در مقابل درخواست نفقه زوجه صورت ميگيرد همين مفهوم را دارد و نشان ميدهد مرد در زماني كه زوجه تمكين كند قانوناً حاضر به پرداخت حقوق او ميباشد .

در توضيحي ديگر بايد اشاره كنم كه اين حق نفقه بواسطه فرمانبرداري زن از مرد است بنابر اين اگر زني بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود براي مرد اين ادعا ايجاد ميشود كه قصد بر درخواست تمكين داشته و زن امكان اجابت را از بين برده لذا خروج بدون اجازه نفقه زن را خدشه دار ميكند . همچنين است زماني كه زني به شغلي مشغول ميشود .

بديهيست با داشتن شغل از طرف زوجه، زوجه از اعمالي كه در خانه داشته باز ميماند و وقت خود را صرف در آمدي ميكند كه مرد و خانواده حقي در آن ندارد لذا با اين استدلال ميتوان نتيجه گرفت كه در صورت اشتغال زن بلحاظ قانوني او هم بايد در دادن نفقه و تامين نيازهاي خانواده اقدام كند و ديگر حق نفقه كامل ندارد و اين در شرايطي است كه مرد با اشتغال همسرش موافقت كند اما با توضيحاتي كه دادم اگر زن براي خروج از منزل شوهر حتي براي لحظاتي اگر دلايل موجهي مثل بخطر افتادن جان و مال و اعمال ديگري مثل اقدام به حج واجب كه مستثني شده و . . . .نداشته باشد ناشزه ميشود و حق نفقه ندارد . 

بلحاظ شرايط نشوز امكان ارائه ادله از طرف مرد بازه وسيعي دارد كه در نظرات علما مشهود است اما من از عنوان دلايلي كه ميشود بعنوان نشوز زن نام برد خودداري ميكنم چون كمكي به استحكام بناي خانواده ها نميكند اما اين موضوع بديهيست كه خواسته هاي حقوق مدني در ارتباط با خانواده اكثراً به درخواست زنان است كه جامه عمل به خود ميگيرد و اكثراً مردان با تقاضاهاي مختلف زنان به خواسته مهريه و نفقه و طلاق به دادگاه مي آيند و مدتها ممكن است اين مسائل در دادگاه ادامه يابد .

اما اثبات نشوز زن در دادگاه حقوق مشخصي مثل قطع نفقه ، اجازه ازدواج مجدد با توجه به تمكن مالي مرد براي اداره دو خانواده ، اجازه طلاق براي مرد با پرداخت حقوق قانوني زن (مهريه در هر صورت تعلق ميگيرد اما حقوقي مثل نصف دارايي مرد اگر در شرايط ضمن عقد  مورد توافق بوده ساقط ميشود) را باعث ميشود

 |+| نوشته شده در  83/12/13ساعت 22:31  توسط انصاف ـ قانون  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق اقتصادي

بيش از 110 تن از سردفتران و دفترياران اسناد رسمي و سردفتران ازدواج و طلاق در نيمه دوم سال جاري به مجازات انتظامي محكوم شده‌اند.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ‌در سه ماهه‌ي پاييز امسال، 74 نفر سردفتر و دفتريار اسناد رسمي و سردفتر ازدواج و طلاق بر اساس آراء دادگاه بدوي انتظامي و تأييد دادگاه بدوي تجديدنظر به مجازات‌هاي انتظامي محكوم شدند.

از اين تعداد 48 نفر سردفتر اسناد رسمي، 22 نفر سردفتر ازدواج و طلاق و چهار نفر دفتريار اسناد رسمي بوده‌اند كه بر حسب مورد به سلب صلاحيت، دو ماه تا دو سال انفصال موقت 200 هزار تا يك ميليون ريال جزاي نقدي و توبيخ كتبي با درج در پرونده محكوم شده‌اند.

در سه ماهه‌ي زمستان - از آغاز دي ماه تا دهم اسفند- نيز 37 نفر از سردفتران و دفترياران اسناد رسمي و سردفتران ازدواج و طلاق از سوي دادگاه انتظامي محكوم شده‌اند.

بر اساس احكام صادره از سوي دادگاه انتظامي سردفتران و دفترياران در زمستان نيز چند نفر از متخلفان به انفصال دائم و موقت و جزاي نقدي محكوم شده‌اند.

محكومان سه ماهه آخر سال 1383 (تا دهم اسفند) شامل 22 سردفتر اسناد رسمي، 11 سردفتر ازدواج و طلاق و 4 نفر دفتريار اسناد رسمي بوده‌اند.

 

 |+| نوشته شده در  83/12/12ساعت 8:18  توسط انصاف ـ قانون  | 

 

داستان دو زن !

 

بعد از پست دو مطلب اخير بنظرم رسيد مطالبي را در اين خصوص بنويسم ابتدا خبري را خوانديم كه دختري اقدام به ازدواج با جواني كرده كه آن جوان در ابتدا ابراز علاقه زياد براي ازدواج مينموده و خانواده دختر با تعيين شرط مهريه بالا و غير متعارف حاضر به پذيرش مرد جوان شده و حتي از پيشه و شغل او اطلاع كافي در دست نداشته اند تا اينكه مشكلات ريشه پيدا كرده وزوجه در صدد اجراي مهريه خود بر آمده تا شايد بتواند گذشته خود را بنوعي جبران كند .

در توضيح اين مطلب بايد عنوان كنم چرا فردي را كه به او اطمينان نداشته اند به همسري بر گزيده اند و آينده و سرنوشت خود را به او پيوند زده اند و آيا با تعيين مهريه بالا تضمين آتيه زوجه فراهم شده و بقيه مسائل اساسي زندگي كم اهميت جلوه كرده است؟؟!!

من از بعضي خانواده ها سوال ميكنم اگر ماشين فروش ميوه و تره بار از جلوي خانه آنها رد بشود براي خريدن يك كيلو بادمجان حاضر به نديده خريدن هستند؟و حاضر هستند بگويند يك كيلو بادمجان با هر شكلي كه خودتان خواستيد بدهيد من هم به آنها نگاه نميكنم و آنرا به خانه ميبرم ، من بعيد ميدانم كسي اينكار را بكند .

ولي در بحث ازدواج و صحبتهاي خانوادگي وقتي معمولا دختر و پسرهاي جوان با صحبتهاي شخصي و معمولا جانبي وقت خود را ميگذرانند خانواده هاي آنها بر سر ميزان مهريه در حال چانه زدن هستند و بديهيست فرصتي براي درست فكر كردن در اختيار نخواهند داشت .

بايد به اين نكته اشاره كنم كه بعضي چيزها در جامعه ما بر عكس شده است بعضي از خانواده ها موافقت پدر عروس در عقد را تشريفات بحساب ميآورند و يا اين حق را وسيله اي براي تعيين مهريه و دخالت در مسائل ديگر ميدانند .اما بنا بر قانون وماده 1080 قانون مدني : تعيين مقدارمهرمنوط به تراضي طرفين است . و از طرفي ديگر در ماده 1043 : نكاح دختري كه هنوز شوهر نكرده اگرچه به سن بلوغ رسيده باشد موقوف به اجازه پدر يا جدپدري او است و . . . .

اما در داستان مشروح پدر دختر انرژي خود را صرف تعيين مقدار مهريه كرده و از ايجاد شرايط مناسب براي بررسي موقعيتهاي جوان عاشق پيشه خودداري كرده است و صرف پذيرش ميزان غير متعارف و غير منطقي مهريه از طرف اين جوان آنها را متقاعد كرده كه دخترشان خوشبخت ميشود ؟!.

از طرفي طبق قانون مدني و ماده 1128 : هرگاه دريكي ازطرفين صفت خاصي شرط شده وبعدازعقدمعلوم شودكه طرف مذكوره فاقدوصف مقصودبودبراي طرف مقابل حق فسخ خواهدبود خواه وصف مذكوردرعقدتصريح شده ياعقدمتبانيابرآن واقع شده باشد.

بنا بر اين عقدي كه بر مبناي غير واقعي انجام شده باشد و عوامل و دلايل غير واقعي و فريب آميز مقدمات تحقق عقد را بوجود آورده باشد از موجبات ابطال عقد و فسخ نكاح ميباشد البته با اين توصيف كه خيار فسخ فوريست اما در موارد مختلف زمانهاي در نظر گرفته شده براي اين خيار متفاوت ميباشد .

همچنين طبق ماده 647  قانون مجازات اسلامي : چنانچه هر يك اززوجين قبل از عقد ازدواج طرف خودرا به امور واهي از قبيل داشتن تحصيلات عالي ، تمكن مالي ، موقعيت اجتماعي ، شغل و سمت خاص ، تجرد وامثال آن فريب دهد و عقدبرمبناي هر يك از آنها واقع شود مرتكب به حبس تعزيري از شش ماه تا دو سال محكوم مي گردد .

كه مشخص كننده جايگاه قانوني و تدبيرات اجرايي براي فريب در ازدواج ميباشد

اما داستاني ديگر و زندگيي ديگر:

زني بعد از مدت زيادي زندگي مشترك مورد آزار هاي عاطفي و بي محبتي همسر واقع ميشود و به دادگاه مراجعه كرده و عنوان ميكند همان صد تومان سال اول ازدواجم را ميخواهم نه هيچ پول ديگري حتي حاضر به محاسبه به نرخ روز نميباشد و دليل كار خود را ياد آوري عهد و پيمان سالهاي ابتدايي ازدواج عنوان ميكند .

با نگاهي به تفاوت تفكر زنان دو نسل معمولا زوجهاي جوان كه در روزگار ما اقدام به ازدواج ميكنند ارزش و اهميت ماهوي خاصي براي مهريه قائلند و به تناسب طرز فكر خود مواردي مثل تامين مالي ، ابزار كنترل مرد ، وسيله طلاق ، نشانه اي براي برتري نسبت به دختران فاميل و آشنايان و . . .  نگاه ميكنند و نسبتا تعداد قابل توجهي از دختران جوان جامعه ما نقش ابزاري مهريه را تائيد كرده و به آن تكيه ميكنند و طبيعتاً در روز ناراحتي و اختلاف كه روزهايي براي مدارا كردن و گذشت و تحمل است بر خلاف مقتضاي اين دوران نقش ابزاري مهريه را بكار ميبرند.

اما كار درست كدام است چه كاري منطقي و كدام غير منطقيست كدام انساني و كدام غير انسانيست ؟

گذشته از قابليتهاي موجود در قانون براي رسيدن به خواسته ها ،ما هميشه نزد قاضي وجدان خود جوابگو خواهيم بود مگر اينكه براي هميشه ديواري بين خود و وجدان خود قرار دهيم تا ما را خطاب نکند.

 |+| نوشته شده در  83/12/11ساعت 11:42  توسط انصاف ـ قانون  | 

درخواست يك زن براى گرفتن مهريه ۱۰۰ تومانى

به گزارش از روزنامه ايران   ـ يازدهم اسفند ـ

گروه حوادث: زن درحالى كه پس از ۳۵ سال از زندگى در كنار همسرش خسته شده بود براى تنبيه اومهريه صدتومانىاش رابه اجرا گذاشت.


اين اقدام عجيب زن ۵۴ ساله باعث تعجب قاضى دادگاه شد زيرا او حتى مهريه اش را به نرخ روز هم نمى خواست.
زن در برابر قاضى آقا زاده ـ رئيس دادگاه خانواده بخش ملارد ـ ايستاد وبا صدايى لرزان گفت: ۳۵ سال پيش بود كه به عقد مردى درآمدم. درآن زمان با اينكه سن و سالى نداشتم ولى با خودم پيمان بستم كه همسرى خوب براى او و مادرى فداكار براى فرزندانم باشم وتلاش ام بر اين بود كه فرزندانى صالح تربيت كنم به همين علت بود كه در تمام اين سالها با مشكلات و ندارى هاى شوهرم و سختى هاى ديگرى كه در زندگى داشتيم كنار آمدم چون نمى خواستم به رابطه عاطفى ام و مسؤوليتى كه بر دوش داشتم و آن را پذيرفته بودم لطمه اى وارد شود.
وى اضافه كرد: حالا پس از ۳۵ سال با اينكه فرزندانمان بزرگ شده اند و ما صاحب چند نوه هستيم ، شوهرم با وجود اينكه سن وسالى از او مى گذرد بناى ناسازگارى گذاشته و آرامش زندگى را از من سلب كرده است. فرزندانم وديگران خيلى با او صحبت كرده اند، ولى در رفتار او كوچكترين تغييرى ايجاد نشده است. حالا كه مى بينم اين كارها فايده اى ندارد تصميم گرفته ام با به اجرا گذاشتن مهريه ام او را به گذشته و روزهاى جوانى وآغاز زندگى مشتركمان ببرم شايد به اين وسيله تنبيه شود. اين زن اضافه كرد: من و شوهرم با مهريه اى صد تومانى ازدواج كرديم وحالا هم من نمى خواهم آن را به نرخ روزتبديل كنم بلكه مى خواهم طبق همان پيمان ۳۵ سال پيش همان صدتومان مهريه ام را از او بگيرم.

زن در حاليكه مبلغى بيشتر از مهريه اش تمبر باطل كرده بود ، با اصرار مى خواست اموال شوهرش را براى گرفتن مهريه صدتومانى اش توقيف كند.
به گزارش خبرنگار ما قاضى آقازاده ـ رئيس دادگاه خانواده ملارد ـ با قبول دادخواست اين زن دستور توقيف اموال همسر زن و پرداخت كمترين مهريه را صادر كرد.

 |+| نوشته شده در  83/12/11ساعت 9:54  توسط انصاف ـ قانون  | 

عروس ۲۴ ساله مهريه
۵ ميليارد تومانى رابه
اجرا گذاشت

 

به گزارش ايران :

گروه حوادث: عروس جوان وقتى پس از يك سال زندگى مشترك متوجه فريبكارى شوهرش شد، مهريه چند ميلياردى خود را به اجرا گذاشت.
اين زن ۲۴ ساله در حاليكه قباله ازدواجش را در دست داشت به شعبه هفتم دادگاه خانواده مجتمع قضايى شهر رى مراجعه كرده و با ارائه شكايتى خواستار دريافت تمامى مبلغ مهريه اش شد.قاضى «اقدام» وقتى مبلغ درج شده در صفحه مربوط به محل مهريه را مشاهده كرد با تعجب رو به زن جوان كرده و خواستار توضيح بيشتر شد. وى گفت: من تنها نوه دختر قبيله بزرگ يكى از استانهاى جنوبى كشور هستم در قبيله ما رسم بر اين است كه معمولاً دخترها و پسرها به صورت درون گروهى ازدواج مى كنند و خانواده ها حاضر نمى شوند دختران خود را به فردى خارج از قبيله شوهر بدهند.
شوهرم وقتى سال ۸۲ به خواستگاريم آمد، خانواده ام نپذيرفت. او كه خيلى اصرار به ازدواج با من داشت به طور مرتب باعث ايجاد مزاحمت براى من و خانواده ام مى شد بدين ترتيب پدرم پيشنهاد مهريه بالايى را داد تا آن مرد جوان منصرف شده و دنبال كارش برود ولى در كمال تعجب ما او پذيرفت. مهريه درخواستى مان مبلغ ۵ ميليارد و چهل ميليون تومان به اضافه يك خانه مسكونى و يك خودروى پژو جى ال ايكس بود. وقتى او همه شرايط ما را پذيرفت چون ما طراح پيشنهاد بوديم به ناچار با اين ازدواج موافقت كرديم. او خود را خلبان نيروى هوايى معرفى كرده بود و پس از برگزارى جشن عروسى هر چند وقت يك بار براى چند روزى ناپديد مى شد. هر بار درباره غيبت هاى گاه و بى گاهش مى پرسيدم، مى گفت به مأموريت كارى مى رود. هيچگاه در طول يك سال زندگى مشتركمان مرا به محل كارش نبرد و همكارانش را به خانه مان دعوت نكرد. اين اواخر ديگر حتى خرجى هم نمى داد. هر بار به حالت قهر به خانه مادرى ام مى رفتم ولى چون نمى خواستم زندگيم از هم بپاشد، باز به خانه برمى گشتم.
زندگى با اين شرايط سخت را پذيرفته بودم تا اينكه مدتى قبل از يكى از دوستانم شنيدم كه شوهرم علاوه بر اينكه خلبان نيست، حتى مدرك تحصيلات آنچنانى هم ندارد. از اينكه اينگونه فريب خورده بودم به شدت عصبانى شدم. چند روز قبل او براى كارى به منطقه بم رفته بود وقتى بازگشت در فرودگاه به يقين رسيدم كه او خلبان نيست، حالا هم خواستار پرداخت مهريه چند ميلياردى ام هستم.با توجه به اين اظهارات و مداركى كه از سوى اين زن ارايه شده بود به دستور قاضى پرونده متهم براى اداى توضيح به دادگاه احضار شد.

 

 |+| نوشته شده در  83/12/10ساعت 18:33  توسط انصاف ـ قانون  | 

طرح تعيين سقف مهريه بر اساس مناطق حذف مي شود

طرح تسهيلات ازدواج جوانان بزودي به صحن علني مجلس مي رود

نايب رييس کميسيون فرهنگي مجلس گفت: به احتمال زياد تبصره حاشيه اي تعيين سقف مهريه براي زنان بر اساس مناطق مختلف حذف خواهد شد .

جواد آرين منش در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهربا بيان اين مطلب گفت : تعيين سقف مهريه بر اساس مناطق در کشور در يکي از بندهاي طرح تسهيلات ازدواج جوانان مطرح شده بود که با توجه به مخالفتهايي که با آن شد و همچنين به دليل ايجاد محدوديت براي تعيين مهريه دختران ،  اين تبصره حذف خواهد شد .

 

وي در خصوص دلايل مطرح کردن تبصره تعيين مهريه از سوي اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس ، افزود: اين تبصره به منظور استفاده از تسهيلات ويژه براي ازدواج جوانان مطرح شده بود يعني افرادي که مهريه کمتري دارند در اولويت استفاده از تسهيلات ازدواج قرار مي گيرند .

 

وي خاطر نشان کرد: تعيين مهريه جزء بخشهاي اصلي طرح تسهيلات ازدواج جوانان نيست ما نمي توانيم براي مردم تعيين و تکليف کرده و در امور شخصي آنها دخالت کنيم .

 

نايب رييس کميسيون فرهنگي مجلس تاکيد کرد : يک فوريت طرح تسهيل ازدواج جوانان در صحن علني مجلس به تصويب رسيد و در حال حاضر نيز طي دو جلسه نمايندگان کميسيون فرهنگي مجلس به مفاد اين طرح رسيدگي کرده اند ، بنابراين پس از رفع مشکلات و کار کارشناسي بر روي آن  و همچنين بعد از اتمام کارلايحه بودجه سال 84 ، طرح تسهيلات ازدواج جوانان براي تصويب به صحن علني مجلس مي رود .

 

 

خبر گزاري مهر

 |+| نوشته شده در  83/12/10ساعت 11:17  توسط انصاف ـ قانون  | 

 

ديشب مامان شام اومد پيشمون. ولي فقط من خونه بودم. اون سه تا با هم رفتند خونه عمه. حس کردم مامان از من جوونتره. اصلا دلش براي بچه ها تنگ نشده بود چون حتي نپرسيد که بچه ها کجا هستند. فقط بعد از شام گفت: به بابات بگو: اگه نمي خواد بره زندان . مهريه من را تمام و کمال بده. بهش گفتم آخه بابا از کجا بياره اين همه پول بهت بده؟

گفت: من نمي دونم. خونه و ماشينشو بفروشه. ماشين تو هم که زياديه. گفتم : پس ما خودمون بريم گدايي ديگه

گفت: من نمي دونم هر کاري دوست داريد بکنيد. من پولمو مي خوام. حقمو مي خوام

حقشو ميخواد درست. ولي حق سياوش و سامان و سهيل چي ميشه؟

 

------------------------------------------------------------------------------------------

 

من زياد نمي تونم بنويسم. سهيل ? درجه تب داره . منم کلي درس نخونده دارم. سهيل همش هذيون ميگه. کاش مامان بود.

--------------------------------------------

 

اينها قسمتي از يك وبلاگ است و قسمتي واقعي از زندگي شايد با خواندن مطالب ديگر وبلاگ هم بتوان به واقعيتهاي ديگر پي برد ولي در اين رابطه جايگاه موقعيت انساني دو طرف كجاست ؟!

 

آدرس وبلاگ:

http://myfamili.persianblog.com

 |+| نوشته شده در  83/12/08ساعت 18:42  توسط انصاف ـ قانون  | 

در موتور جستجوي گوگل فارسي اين واژه ها را در تعداد پراكندگي مشخص شده بدست آوردم :

 

حقوق مرد :   406

حقوق زن :  8050

 

قانون + "حقوق مرد" :   297

قانون + "حقوق زن"  : 4140    

 

زن :  299000   

مرد: 283000

 

مرد +زن : 132000

 

مرد +خانواده: 87800

زن +خانواده:  99100

 

زن +مهريه 4500

زن +طلاق: 21100

زن +نفقه :    877

 

زندان +مهريه :1400

زندان +نفقه:    606

 

مردسالار : 3870  

زن سالار:  8550

فمينيست :4380

 

حتي اگر از اين آمار نتيجه مشخصي نتوان گرفت حداقل مشخص ميكند كه در پهناي بدون محدوديت وب توجهات خاصي به حقوق زن شده است اما با توجه به مثال قوانيني كه در قرآن كريم آورده شده آيا ميشود با فراهم آوردن شرايطي خاص فقط حقوق زن را اعاده كرد ؟

شايد شايسته تر بود هر كدام از زن و مرد در جايگاه خاصي كه در پيكره خانواده دارند مورد توجه قانون قرار ميگرفتند و نه اينكه حقوق مستقل آنها مقدمات از هم گسيختگي و آسيبهاي بيشتر را فرام كند .امروزه بررسي حقوق قانوني زن مقدمات آسيبهاي جدي را براي او فراهم ميكند .

 

 |+| نوشته شده در  83/12/08ساعت 7:41  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters