تبليغاتX
حقوق خانواده و قانون
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 
 

طلاق چيست ؟

طلاق بمعناي مفارقت و جدايي و بريدن ميباشد  اما براي درك بهتر مفهوم طلاق شرعي لازم است به نكاتي چند توجه داشته باشيم .

اول اينكه در مفهوم واقعي ازدواج در دين و شريعت ما وظايف زن و شوهر بگونه اي متفاوت و خاص تعريف ميشود اين شرايط شايد بخاطر پيشينه تاريخي و فرهنگي حاكم بر فرهنگ و اداب بنياديني بوده كه اسلام در آن ظهور كرده است. بر اساس اين قواعد مرد مكلف به تامين معاش و متضمن شرايط رفاهي خانواده بوده و نقش خارجي و واسطه براي محيا كردن لوازم آرامش خانواده را بر عهده داشته در حالي كه زن در نقش سنتي خود واسطه داخلي ايجاد آرامش براي خانواده بوده و از جهت تامين معاش خانواده مسوليت كمتري را بر عهده داشته است .هرچند در سالهاي گذشته تغييرات ايجاد شده اين شرايط را تغيير داده اما همچنان نقش زن و مرد در خانواده با مقداري تغيير همچنان بقوت خود باقيست . نگرش قانون و سنت حاكم بر امور خانواده ها نيز همين رويه را تائيد كرده و با نگرشي نسبتاً قديمي قوانيني را در بر دارد كه عمده مسوليتهاي خارجي خانواده را متوجه مرد ميداند .

از اين جهت حقوقي مثل مهريه و نفقه ، تهيه مسكن و مايحتاج زندگي مشترك و متعارف بر عهده مرد گذاشته شده و قوانين بر اين حقوق تاكيد ميكنند .

با توجه به نگرشهاي مذكور ميتوان انتظار داشت كه قوانيني مثل طلاق چگونه طرح ريزي شده باشند .

در نگرشي مستقيم به مفهوم حقوقي و شرعي طلاق بايد بدانيم براساس روابطي كه از جهت ايجاد پيوند بوجود آمده جوانب مختلفي را شامل ميشود از يك طرف پيوند عاطفي ايجاد شده اغنا كننده روح تشنه دو انسان تنها ميتواند باشد و از جهات ديگر نيازهاي مسلم و طبيعي انسان به مسير سالم و امن هدايت ميشود .

اما قاعده كلي كه بر روابط زن و مرد حاكم ميشود حقوق خاصي را براي طرفين بهمراه مياورد .شايد قواعد و قوانيني كه در اسلام رابطه بين زن و مرد را مشخص ميكند در نگاهي سطحي غريب بنظر برسد مثلا زن ميتواند براي شير دادن به فرزند خود از شوهرش تقاضاي اجرت كند و اين موضوع به عهده او گذاشته نشده و يا اينكه مرد در هر زماني ميتواند از همسر خود تقاضاي روابط زناشوئي بكند و زن بايد در انجام خواسته مرد مطيع باشد و . . . .

اما چيزي كه عملا به روح زندگي مشترك كمك ميكند و چرخ زندگي مشترك را به جلو ميبرد اين حقوق نيست بلكه تفاهم و گذشت است كه به روح زندگي مشترك طراوت ميبخشد .

و عملا اينطور نيست كه مرد به زن خود با ديد وسيله نگاه كند و يا زن فكر كند بايد از هر وسيله اي براي كسب در آمد و پس انداز نگاه كند .

اما پيكره ازدواج در زمان شكل گيري با قواعدي شكل ميگيرد كه به مرد اجازه ميدهد با قبول مسوليتهاي خارجي بيشتر نقش عمده اي در شكل گيري زندگي مشترك داشته باشد كه اين مسوليتها از زمان خواستگاري آغاز ميشود اما زماني كه به هر دليل امكان ادامه زندگي وجود نداشته باشد چون قواعد گذشته حاكم بر اساس اين زندگي مشترك شرايط ياد شده را داشته طبعاً با شرايط خاصي روبرو خواهد شد .

طبق نظر شرع طلاق يا بخواسته مرد يا زن و يا هر دوي آنها ميباشد . اما در صورتي كه زن نخواهد با مرد زندگي كند به اين ترتيب عمل ميكند كه پيشنهاد ميدهد تا مرد از حقوقي كه بر گردن زن دارد بگذرد چون به محض عقد دائم زن متعهد شده تا آخر عمر عهده دار نيازهاي مرد باشد و مرد هم همين تعهد را قبول كرده است.

و در اين مرحله پذيرفتن يا رد اين مساله كه زن را از عهده مسوليتهايش رها كند به عهده مرد ميباشد و معمولا در كنار اين تقاضاي زن نوعي بخشش هم همراه ميشود ، كه مثلا زن ميگويد حاضرم فلانمقدار از مهريه خود را هم به مرد ببخشم تا رها شوم . اما در كل اگر شرايط خاصي نباشد و وكالتي داده نشده باشد پذيرفتن اين مساله بعهده مرد ميباشد .

شكل ديگر مساله به اين صورت است كه مرد پيشنهاد دهنده است اما در اين حال قضيه فرق ميكند .

مرد پيشنهاد خود را به اين شكل بيان ميكند :

من تمام حقوق زن خود را ميدهم و در مقابل حقوقي كه به گردن زن خود دارم را ميبخشم .طبيعيست در اين شرايط كه مرد حقوق زن را ميپردازد و و از حقوق خود ميگذرد ديگر جاي چون و چرا باقي نميماند و طبق موازين مفارقت ميتواند از طرف مرد يكطرفه ايجاد شود .

اگر بخواهيم در يك ديد جديد به ازدواج نگاه كنيم و قواعد اساسي را عوض كنيم شايد بتوانيم قوانيني كه از آن قوانين بنيادين سر چشمه گرفته است را تغيير دهيم . 

براي اينكه زن بتواند مثل مرد بيايد و شوهر خود را طلاق دهد بايد بتواند شرايطي مثل شرايطي كه مرد موقع طلاق فراهم ميكند ايجاد نمايد يعني حقوق مرد را بپردازد و از حقوق خود بگذرد اما سوال اينجاست كه چگونه زن ميخواهد هم حقوق مرد رابپردازد و هم از او تمكين نكند .

بنابراين در تعريف حقوق مرد و زن دچار دگرگوني خواهيم شد مثلا بايد عنوان شود تمكين زن از مرد سليقه اي بوده و الزامي به آن نيست يعني زن خواست شب نزد شوهرش خواهد بود و نخواست خانه پدرش ميرود و زندگي را ادامه ميدهد و متعاقباً مرد مسوليتي از جهت معاش خانواده ندارد هر وقت خواست خرج خانواده خود را ميدهد و هر وقت نخواست نميدهد .

مهريه هم از اصل برداشته ميشود و يا متقابل ميشود مرد  100 سكه ميدهد و زن جهيزيه ده ميليون توماني به شوهر ميدهد و در مورد آن ديگر حقي ندارد و به ملكيت شوهر در ميايد يعني يك تعويض نابجا و بي ارزش چون مرد از اول ميتواند همان هزينه را براي خريد لوازم زندگي بكند .

در مورد خواستگاري زنها هم اقدام به خواستگاري مي كنند مثلا سال 2020 ميشنويم دختري ده جا خواستگاري رفته ولي به او شوهر نداده اند .

و  . . .

 

 |+| نوشته شده در  83/11/06ساعت 14:57  توسط انصاف ـ قانون  | 
 لايحه اصلاح قانون محكوميتهاي مالي در10ماده و5تبصره به دولت ميرود

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

سرويس فقه و حقوق - حقوق سياسي 

در اين جلسه، بررسي لايحه اصلاح قانون محكوميت‌هاي مالي در دستور كار قرار گرفت

بر اساس ماده‌ي ‌5 در كليه‌ي محكوميت‌هاي مالي محكوم عليه مكلف است، در صورت اجرا نشدن حكم در مهلت‌هاي مقرر، صورت دارايي خود را به اجراي احكام اعلام كند. در صورت امتناع و يا اختفاء كل يا بخشي از اموال خود به پرداخت جزاي نقدي، معادل حداكثر نصف محكوم به، محكوم مي‌شود  

ماده ‌6 اين قانون تصريح مي‌كند: كليه محكومان مالي مشمول اين قانون كه از پرداخت محكوم‌به امتناع نمايند تا پرداخت آن يا اثبات اعسار حق خروج از كشور را ندارند

بر اساس ماده ‌7 كليه مراكز حمايتي كه به نحوي به محكومان مالي مساعدت مي‌نمايند، هماهنگي لازم را با اجراي احكام معمول مي‌دارد 

همچنين در ماده ‌8 اين قانون آمده است: هر كس با قصد فرار از اداي دين و تعهدات مالي موضوع اسناد لازم‌الاجرا و كليه محكوميت‌هاي مالي، مال خود را به ديگري انتقال دهد يا در مورد آن هرگونه معامله‌اي انجام دهد كه براي ديگري ايجاد حق نمايد، به نحوي كه باقيمانده اموالش براي پرداخت بدهي او كافي نباشد در اين مورد محجور محسوب و معامله او غير نافذ است

در اين صورت اگر مال در ملكيت انتقال گيرنده باشد،‌ عين آن و در غير اين صورت نصف يا قيمت آن از اموال انتقال گيرنده بابت تاديه دين استيفا خواهد شد

بر اساس ماده ‌9 آيين نامه اجرايي اين قانون ظرف مدت ‌3 ماه توسط وزير دادگستري و رييس سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور تهيه و به تصويب رييس قوه قضاييه خواهد رسيد

 مطابق ماده ‌10، اين قانون از تاريخ تصويب لازم‌الاجرا بوده قانون نحوه اجراي محكوميت‌ هاي مالي مصوب ‌10/8/1377 و ماده ‌696 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مغاير ملغي است 

اين لايحه در ‌10 ماده و ‌5 تبصره تهيه و تنظيم و براي تصويب به هيات دولت ارسال مي‌شود

 |+| نوشته شده در  83/11/05ساعت 18:14  توسط انصاف ـ قانون  | 

من ضمن مطالعه اخبار جديد با صحبتهاي آقاي شاهرودي روبرو شدم كه زندان زدائي را از برنامه هاي اصلي خود معرفي كرده بود ، من به اين تفكر احترام ميگذارم چون دليلي  كه آقاي شاهرودي عنوان كرده بود اين بود كه از زنداني شدن افراد خانواده هاي آنها بيشتر از خودشان تنبيه ميشوند بهر حال تصور زيبايي ميباشد بشرط آنكه افراد نسبت به جرم جسارت پيدا نكنند .

در مطلب قبلي نوشتم كه مشكلات اصلي كشور ما بيشتر بواسطه نبودن تصور و تفكر صحيح از واقعيات و عدم درك نيازهاي واقعي كشور است .

در مجلس بحث سقف مهريه بالا گرفت و گفتگوهاي مختلفي انجام شد و عده اي طبقه بندي مناطق را زير سوال برده اند .چيزي كه قابل توجه است اين است كه قراردادهاي خصوصي و همچنين توافقات خانوادگي را نميتوان با قوانين مستند كنترل كرد فرض كنيد فردا صبح اخبار اعلام كند سقف مهريه در كل كشور نبايد بيشتر از 100 يا 200 سكه باشد .

در يك تصور بي طرفانه بايد سوال كنم چرا سكه ؟ و بعنوان يك فردي كه ممكن است از اين مملكت خبر نداشته باشم ميپرسم چرا در كشوري براي هديه اي كه بعنوان مهريه مطرح است سقف گذاشتند ؟ موضوع از چه قرار است .از يك طرف اين موضوع دليلي بر بي اعتمادي قوانين به خانواده ها و محدود كردن آنها خواهد بود و از طرف ديگر اين بحث جوانب و شاخ و برگ گرفته و مسائل جديدي ايجاد ميكند .اگر قبل از تاريخ تصويب قانون جديد مهريه بالا تري قرار داده باشند چه ميشود ؟ مهريه به نرخ روز كه ضوابط و محاسبه مشخص خود را در قانون دارد بعد از تصويب اين مقررات چگونه ميتواند بر اساس محاسبه خود مبالغي بيشتر از سقف مهريه را توجيه كند؟ و. . . .

قبلا توضيح دادم كه موكول كردن رعايت سقف بمنظور استفاده از تسهيلات خاصي كه دولت و صندوق خاصي بخواهد آنرا متضمن شود نميتواند شرايطي بهتر از وام ازدواج داشته باشد .مجلس موظف است در اين شرايط به نظرات توجه كند و باز مثل گذشته راههاي را نرود كه براي يك مشكل يك قانون تصويب كنند و براي مشكلاتي كه از تصويب آن قانون بوجود مي آيد لازم باشد ده تبصره و راي وحدت رويه و جلسه مشورتي و . . . در پيش گرفته شود بعد از چند سال هم دوباره تغيير پيدا كند.

اما

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

سرويس فقه و حقوق

عضو كانون وكلاي دادگستري مركز معتقد است چنانچه زن شرط حق طلاق را در عقدنامه مطرح كند، اين امر مي‌تواند جايگزيني براي مهريه‌هاي بالا باشدفريده غيرت در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: تعيين سقف براي مهريه كه اخيرا در قالب طرحي در مجلس مطرح شده بود مورد اعتراض بسياري از افراد استوي افزود: شايد به گمان عده‌اي مهريه، تضميني براي زن و ازدواج او باشد اما معتقدم كه اين اقدام پسنديده نيستغيرت با ابراز اين عقيده كه مهريه‌هايي كه در حال حاضر تعيين مي‌شود به هيچ عنوان آنچه كه در شرع مقدس اسلام مشخص شده است، نيست، با انتقاد از سيستمي كه در حال حاضر پيش‌بيني شده است، گفت: اينكه سقف مهريه به صورت منطقه‌اي مشخص شده است، امري موهن و بسيار ناپسند است

وي عنوان كرد: براي مهار و تلطيف شرايط، زن مي‌تواند با گرفتن حق طلاق از مرد، در هنگام عقد شرايطي را بوجود آورد كه با وكالت در توكيل هر زمان كه تشخيص دهد با شرايط قانوني خود را مطلقه اعلام كند.

 

×××××××××

در اينجا خانم نماينده بعداز اينكه مهريه هاي آنچناني را نقد كرده عنوان كرده اگر حق طلاق بدون موانع به زوجه داده شود در واقع تلطيف و مهار شرايط زن محقق ميشود .

بعضي مواقع بصورتي از شرايط صحبت ميشود كه بنظر ميرسد در شرايط خاص خانواده و زن از هم جدا شده و تفكيك پذيرند .به اين مفهوم كه اگر زندگي مشترك موفق بود كه هيچ خانواده خانواده است ولي اگر بد بود زن با اختيار خودش به تلطيف شرايط خود اقدام كرده و خانواده بوسيله اختيار مطلق زن دچار سرنوشتي شود كه زن ميخواهد در شرايط روحي و عاطفي نا مساعد  براي آن تعيين تكليف كند .با اينكه من اصلا در اينجا بحث حق طلاق و مهريه ندارم اما بنظرم از يك مسئول جامعه شايسته بود كه شنيده شودبراي تلطيف خانواده ها تصميماتي اتخاذ شود .چرا براي خريدن يك كيلو بادمجان مردم ما وقت ميگذارند و كارشناسي ميكنند ولي براي ايجاد شرايط مساعد در زندگي مشترك بهايي نميگذارند ؟

هيچ كجاي دين ما بصراحت نگفته هر وقت مرد بخواهد ميتواند زن خود را طلاق بدهد و شايد مباحثي در مورد اختيار مطرح شده باشد ولي قانون ما صراحتاً تاكيد ميكند مرد هر وقت خواست ميتواند زن خود را طلاق بدهد مثل اين است كه نمايندگان در حال بررسي بوده اند و يكدفعه متوجه شده اند اين صراحت هيچ جاي دين بكار نرفته و در واقع از قلم افتاده و بلافاصله براي اصلاح آن اقدام عاجل كرده اند .در قرآن عنوان شده در صورتي كه احتمال شقاق و اختلاف و مسائل بعدي بوجود آمد بزرگان و دلسوزان خانواده براي اصلاح بين آنها اقدام كنند .و اين مسئله از محكم ترين سفارشات ميباشد .ولي مقررات و گفتار بعضي از عزيزان ناظر براين است كه از اول براي روز خطر جبهه گيري كرد و سنگر را محكم كرد، قبلا رسم بر مهريه بود حالا پيشنهاد طلاق اضافه شده .

اصلا ً شايد سقف براي مهريه نگذارند و طلاق هم به زن داده شود چون از مملكت ما اين چيزها بعيد نيست .در آنصورت زن بلافاصله طلاق ميگيرد و پشتبند آن مهريه را اجرا گذاشته و حساب مرد را خواهد رسيد اين خانم نماينده و دوستان ايشان هم طرح تاسيس دارالايتام و فرزندان طلاق را در دستور كار قرار خواهند داد و پيش بيني خواهد شد بودجه اين طرح از محل رسيدگي دادگاهها به پرونده هاي خانواده كه بودجه قابل توجهي از سرمايه دولت را همه ساله تامين ميكند تهيه شود .

 

 

 |+| نوشته شده در  83/11/03ساعت 17:22  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

سياست و خانواده

امروز يكي از دوستان به من گفت(( اين حرفها باعث درست شدن چيزي نميشود ))

روايتي شنيده بودم با اين مضمون : ديروزت را با امروزت جمع كن تا فردايت را بدست آوري

در واقع پيام مهم اشاراتي مثل اين شايد توجه باشد . فقط توجه .

وگرنه اينكه فرداي ما چگونه است چيزي خواهد بود كه روزي فرا خواهد رسيد .

ما در جامعه خود مشكلات را مي بينيم و در گذشته هم وجود داشته است و خودمان ميدانيم در صورتي كه به همين روال ادامه بدهيم آينده مان هم چگونه خواهد بود.

آدولف هيتلر فرديست كه دنيا از او خاطره خوشي ندارد ولي بنظر من هر كسي در وجودش بزرگيهايي دارد آدولف هيتلر بمنظور ساخت اتومبيل ملي آلمان (فولوكس) فقط چهل روز به مهندسان فرصت داد تا آنرا طراحي كردند و اين اختراع مربوط به قبل از جنگ جهاني دوم ميشود و هنوز هم در ايران و كشورهاي ديگر بعنوان يك وسيله مفيد براي مردم قابل استفاده است .

وقتي منطق و علم حكم ميكند وضعيت مشخصي وجود خواهد داشت زماني كه اعتقادات و ارزشها حكم ميكنند باز هم وضعيت مشخص است ولي زماني كه به اسم ارزشها بر خلاف آن عمل ميشود ديگر نميتوان نتيجه منطقي را انتظار داشت .در وضعيتي كه هيچكس وظيفه خود را نميداند و اعتباري به فرداي او نيست چگونه جو صلح و صلاح در پيش گرفته شود .

نخواستيم كار كنيم به منفعتهاي گروهي و شخصي خود فكر كرديم هر چند وقت يكبار هم از بيدادگريهاي اسرائيل و امريكا حرف بميان آورديم من بارها و بارها از ديدن صحنه هاي فجيع درگيريهاي سربازان اسرائيلي با مردم بي دفاع فلسطين آزرده شده ام .

اما من در جلوي در دادگاههاي خانواده خشونتها و درگيريهايي با شدت خشونت برخوردهاي فلسطينيان و اسرائيليها ديده ام .اين واقعيتهاي جامعه ماست مردم به اميد شانس و اقبال و با ريسك فرداي خود را در نظر ميآورند .

نميدانم با اين واقعيتهايي كه هر روز جلوي چشم ما ميآيد بايد چكار كنيم ما مسلمانيم ما دين داريم ما مثل هيتلر يا آمريكا و اسرائيل نيستيم ماخود را ستمگر نميدانيم ما آزاده ايم ! .

همه دست در دست هم ميخوريم و ميريزيم و همه از هم نقطه ضعف داريم كسي نميتواند سرش را بالا بگيرد .من نميخواهم بگويم چه كسي مقصر است و چه كسي گناه كار است چون من قصد خراب كردن كسي را ندارم ولي قطعاً هر كسي مسئولتر است مقصر تر است .من دردم اين است كه ميبينم و كاري از دستم بر نميايد درد را ميبينم و آنرا حس ميكنم ولي براي كسي چه اهميت دارد بگذار هر كسي مسئول زندگي خودش باشد .

انرژي زيادي صرف ميكنيم تا براي دشمنان شاخ و شانه بكشيم و بگوئيم ما هم در ميدان هستيم ولي توجه نداريم اين فرزند برومند كه هر روز قد ميكشد دچار پوكي استخوان است روزي ساقهاي پايش ميشكند و در خودش فرو ميريزد چرا بايد دشمن براي چيزي كه خودش خودش را كم كم مزمهل ميكند سرمايه گذاري كند با ما بازي ميكنند ما اسباب جمع اوري آراء و فروش سلاح آنها هستيم . اگر ما هم نبوديم يك كشور ديگر بود .چرا بايد از ما بترسند ؟

كسي نيست بيايد و واقعا به دردها بينديشد هر كسي بحثي الم ميكند و جنجالي به پا ميكند و ميرود و تمام ميشود وقت و زندگي مردم بازيچه شده .

من فكر ميكنم چگونه ممكن است درد احساس نشود ؟شايد اصلاً احساس از بين رفته باشد. قوانين كشور ما حالت وصل كردن سرم به بيمار در حال مرگ را پيدا كرده است .

مهريه ها بالا رفته تا جوان مردم نتواند طلاق بدهد از اول محكم او را ميبندند تا تكان نخورد چون اگر تكان بخورد خب بد ميشود اين روش تحميل كردن خوشبختي با زور و اجبار ناميده ميشود . چقدر ما جوانها را دوست دارند ميخواهند بزور ما را در مسير خوشبختي نگاه دارند .

بحث كم كردن مهريه ميشود يك سري ميگويند طلاق زياد ميشود .بله خود شما بهتر ميدانيد كه وضعيت چگونه است . خب مهريه ها را آزاد گذاشتيد جوانان ندارند كه بدهند و به زندان ميافتند و البته ابزار طلاق را از مرد گرفتيد و حالا زن گلوي مرد را ميفشارد و مرد تسليم ميشود و طلاق ميدهد حال قانون جديد ميايد اصلاح قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي ( اصلاح تمام مواد ) . خب الحمد لله مشكلات را باز برايمان حل كردند ولي ما قدر نميدانيم  .

بحث ميكنند كه فلان مورد طلاق را زياد ميكند بايد فلان و فلان بشود . من تصور خاصي از اين بحثها دارم اينكه امار حالت خاصي پيدا كند و يكدفعه سير سعودي پيدا كند مسول را زير سوال ميبرد و وجاهت و قدرت و مشروعيت قوانين را در اينكه بخواهند جامه سعادت و سلامت به جامعه بپوشانند زير سوال ميبرد . و در واقع بحث خوشبختي نيست بحث زياد نبودن طلاق است به هر اجباري كه شده .ولي كجاي اعتقادات ما گفته طلاق انقدر سخت باشد كه امكانش نزديك به بعيد شود . جواني را ميبينم از دست لا ابالي گريهاي زنش ناله ميكند و ميگويد اگر مهريه اش را داشتم طلاقش ميدادم ولي فرهنگ اين جامعه و عرف نامعروف جامعه او را به بي غيرتي كشانده چيزي كه در هيچ كجاي اعتقادات ما جايي ندارد .

بحث طلاق سخت شد از اين به بعد بايد شاهد بالا رفتن امار جنايات خانوادگي باشيم زني كه نتواند از دست شوهرش راحت شود و مردي كه نتواند طلب زنش را بدهد تا بتواند رهايي پيدا كند و در بن بست قرار گرفته اند چكار خواهند كرد . اميدوارم در آينده كسي اين مطالب را بياد بياورد .

براي جلو گيري از گسستگي خانواده ها دادخواستهاي خانوادگي يكسال دو سال و بعضي موقعها بيشتر طول ميكشد كه البته بازهم به زعم تفكر بعضي دوستان خودش مانع جداييهاي بي مورد بشود . ولي همين دوران دوران انحراف و كج روي براي طرفين ميباشد نه همسر دارند نه بدون همسرند بلا تكليف بلاتكليف با آزردگيهاي روحي و عاطفي مختلف .تقواي الهي در پيش ميگيرند؟

اگر بخواهيم مدت رسيدگي به دعاوي خانوادگي را كوتاه كنيم و مثلا دعواي مهريه و نفقه يك روزه يا يك هفته اي رسيدگي شود من خودم بايد احتمال جدايي پدر و مادرم را در نظر بگيرم . اصلا شما تمام مسولين قضايي اين مملكت را در نظر بياوريد هيچ عاقلي تصور اين را ندارد كه رسيدگي كوتاه مدت به اين مشكلات به نفع جامعه باشد .مهريه ميگذاريم هر چقدر بخواهيم ،‌بعد عند المطالبه هم ميباشد (اگر بخواهيم محدودش كنيم خب بعضيها ميگفتند خلاف شرع است ما نميخواهيم خلاف شرع انجام شود ) اختلاف پيش ميآيد و زن هديه اي را كه به او از روي علاقه تقديم شده طلب ميكند تا از آن خنجري بسازد و پوست مرد را بكند .به دادگاه ميرود ، دادگاه اعلام ميكند عند المطالبه دادخواست بدهيد دوسال ديگر بفرمائيد بياييد براي گرفتن .

و حدود دوسال بعد، بعد از كشمكشهاي فراوان به انضمام جيبهاي خالي اقاي داماد بجاي پانصد سكه دختر از يك طرف با لباس سياه و پسر هم همچنين از طرف ديگر روانه آينده خود ميشود .

خب البته مهم اين است كه خلاف شرع نباشد كه نيست .

مثل خاصي از مشكلات جامعه به ذهنم ميرسد ، مثل اينكه فردي را درون ديگ آبي بگذارند و زير آن آتش روشن كنند و آن فرد فرياد بزند سوختم و عده اي مسئول سطل بدست ميدوند و آب ميآورند و بر سر اين فرد ميريزند تا موقتاً از حرارت موجود بكاهند ولي اگر يك فرد درد كشيده و عاقل بود چاره كار ميكرد .

 

 |+| نوشته شده در  83/11/01ساعت 13:45  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters