تبليغاتX
حقوق خانواده و قانون
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 
 

نظري ديني در مورد مهريه


يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا جَاءَكمُ الْمُؤْمِنَت مُهَجِرَت فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَنهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَت فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلُّ لهَُّمْ وَ لا هُمْ يحِلُّونَ لهَُنَّ وَ ءَاتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَ لا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا ءَاتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصمِ الْكَوَافِرِ وَ سئَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَ لْيَسئَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(10) وَ إِن فَاتَكمْ شىْءٌ مِّنْ أَزْوَجِكُمْ إِلى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَئَاتُوا الَّذِينَ ذَهَبَت أَزْوَجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ(11)
 
ترجمه :
10 - اى كسانى كه ايمان آورده ايد هنگامى كه زنان با ايمان به عنوان هجرت نزد شما آيند آنها را آزمايش كنيد - خداوند از ايمان آنها آگاهتر است - هرگاه آنان را مؤمن يافتيد آنها را به سوى كفار بازنگردانيد ، نه آنها براى كفار حلالند ، و نه كفار براى آنها حلال ، و آنچه را همسران آنها پرداخته اند به آنها بپردازيد ، و گناهى بر شما نيست كه با آنها ازدواج كنيد هرگاه مهرشان را به آنها بدهيد ، و هرگز همسران كافره را در همسرى خود نگه نداريد
وحق داريد مهرى را كه پرداخته ايد مطالبه كنيد ، همانگونه كه آنها حق دارند مهر زنانشان را كه از آنان جدا شده اند از شما مطالبه كنند ، اين حكم خداوند است كه در ميان شما حكم مى كند و خداوند دانا و حكيم است .
11 - و اگر بعضى از همسران شما از دستتان بروند و شما در جنگى به آنان پيروز شديد و غنائمى گرفتيد به كسانى كه همسرانشان رفته اند همانند مهرى را كه پرداخته اند بدهيد ، و از مخالفت خداوندى كه همه به او ايمان داريد بپرهيزيد .


تفسير نمونه ج : 24 ص : 34


شان نزول :
جمعى از مفسران در شان نزول اين آيات چنين آورده اند كه : رسول خدا (صلى الله عليهوآله
وسلّم) در حديبيه با مشركان مكه پيمانى امضاء كرد كه يكى از مواد پيمان اين بود كه هر كس از اهل مكه به مسلمانان بپيوندد او را بازگردانند ، اما اگر كسى از مسلمانان اسلام را رها كرده به مكه بازگردد مى توانند او را برنگردانند .
در اين هنگام زنى به نام سبيعه اسلام را پذيرفت ، و در همان سرزمين حديبيه به مسلمانان پيوست ، همسرش خدمت پيامبر (صلى الله عليهوآلهوسلّم) آمد و گفت : اى محمد ! همسرم را به من بازگردان ، چرا كه اين يكى از مواد پيمان ما است ، و هنوز مركب آن خشك نشده ، آيه فوق نازل شد و دستور داد زنان مهاجر را امتحان كنند ( ابن عباس مى گويد امتحانشان به اين بود كه بايد سوگند ياد 
كنند هجرت آنها به خاطر كينه با شوهر ، يا علاقه به سرزمين جديد ، و يا هدف دنيوى نبوده بلكه تنها به خاطر اسلام بوده است ) .
آن زن سوگند ياد كرد كه چنين است .
در اينجا رسول خدا (صلى الله عليهوآلهوسلّم) مهريه اى را كه شوهرش پرداخته بود و هزينه هائى را كه متحمل شده بود به او پرداخت و فرمود : طبق اين ماده قرارداد تنها مردان را باز مى گرداند نه زنان را .

تفسير : جبران زيانهاى مسلمين و كفار
در آيات گذشته سخن از بغض فى الله و قطع پيوند با دشمنان خدا بود ، اما در آيات مورد بحث سخن از حب فى الله و برقرار ساختن پيوند با كسانى است كه از كفر جدا مى شوند و به ايمان مى پيوندند .
در نخستين آيه از زنان مهاجر ، سخن مى گويد ، و جمعا هفت دستور در اين آيه وارد شده كه عمدتا در باره زنان مهاجر ، و قسمتى نيز در باره زنان كافر است .
1 - نخستين دستور در باره آزمايش زنان مهاجرات است ، روى سخن را به مؤمنان كرده ، مى فرمايد : اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! هنگامى كه زنان با ايمان به عنوان هجرت نزد شما آيند ، آنها را از خود نرانيد ، بلكه آزمايش كنيد ( يا ايها الذين آمنوا اذا جائكم المؤمنات مهاجرات فامتحنوهن ) .
دستور به امتحان ، با اينكه آنها را مؤمنان ناميده به خاطر آن است كه 
آنها ظاهرا شهادتين را بر زبان ، جارى مى كردند و در سلك اهل ايمان بودند ، اما امتحان براى اين بود كه اطمينان حاصل شود كه اين ظاهر با باطن هماهنگ است .
اما نحوه اين امتحان چنانكه گفتيم به اين ترتيب بود كه آنها را سوگند به خدا مى دادند كه مهاجرتشان جز براى قبول اسلام نبوده ، و آنها بايد سوگند ياد كنند كه به خاطر دشمنى با همسر و يا علاقه به مرد ديگرى ، يا علاقه به سرزمين مدينه و مانند آن هجرت ننموده اند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه دوازدهم همين سوره تفسيرى باشد بر كيفيت امتحان زنان مهاجر كه ( طبق آن بايد ) با پيغمبر اسلام (صلى الله عليهوآلهوسلّم) بيعت كنند كه راه شرك نپويند ، و گرد سرقت و اعمال منافى عفت ، و كشتن فرزندان ، و مانند آن نروند ، و سر تا پا تسليم فرمان رسول خدا (صلى الله عليهوآلهوسلّم) باشند .
البته ممكن است كسانى در آن سوگند و اين بيعت نيز خلاف بگويند اما مقيد بودن بسيارى از مردم حتى مشركان در آن زمان به مساله بيعت و سوگند به خدا سبب مى شد كه افراد كمتر دروغ بگويند ، و به اين ترتيب امتحان مزبور ، گرچه هميشه دليل قاطعى بر ايمان واقعى آنها نبود اما غالبا مى توانست بيانگر اين واقعيت باشد .
لذا در جمله بعد مى افزايد : خداوند از درون دل آنها و ايمانشان آگاهتر است ( الله اعلم بايمانهن ) .
2 - در دستور بعد مى فرمايد : هرگاه از عهده اين امتحان برآمدند و آنها را مؤمن واقعى دانستيد ، آنها را به سوى كفار بازنگردانيد ( فان علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن الى الكفار ) .
درست است كه يكى از مواد تحميلى پيمان حديبيه اين بود كه افرادى را كه به عنوان مسلمان از مكه به مدينه هجرت مى كنند به مكه بازگردانند
ولى اين ماده شامل زنان نمى شد ، و لذا پيامبر (صلى الله عليهوآلهوسلّم) هرگز آنها را به كفار باز نگرداند ، كارى كه اگر انجام مى شد با توجه به ضعف فوق العاده زنان در آن جامعه سخت خطرناك بود .
3 - در سومين مرحله كه در حقيقت دليلى است براى حكم قبل اضافه مى كند : نه اين زنان بر آنها حلالند ، و نه آن مردان كافر بر اين زنان با ايمان ( لا هن حل لهم و لا هم يحلون لهن ) .
بايد هم چنين باشد چرا كه ايمان و كفر در يكجا جمع نمى شود ، و پيمان مقدس ازدواج نمى تواند رابطه در ميان مؤمن و كافر برقرار سازد ، چرا كه اينها در دو خط متضاد قرار دارند ، در حالى كه پيمان ازدواج بايد نوعى وحدت در ميان دو زوج برقرار سازد و اين دو با هم سازگار نيست .
البته در آغاز اسلام كه هنوز جامعه اسلامى استقرار نيافته بود زوجهائى بودند كه يكى كافر و ديگرى مسلمان بود ، و پيامبر از آن نهى نمى كرد تا اسلام ريشه دوانيد ، ولى ظاهرا بعد از صلح حديبيه دستور جدائى كامل داده شد و آيه مورد بحث يكى از دلائل اين موضوع است .
4 - از آنجا كه معمول عرب بود كه مهريه زنان خود را قبلا مى پرداختند در چهارمين دستور مى افزايد : به همسران كافر آنها آنچه را در طريق اين ازدواج انفاق كرده اند بپردازيد ( و آتوهم ما انفقوا ) .
درست است كه شوهرشان كافر است اما چون اقدام بر جدائى به وسيله ايمان از طرف زن شروع شده ، عدالت اسلامى ايجاب مى كند كه خسارات همسرش پرداخته شود .
آيا منظور از انفاق در اينجا تنها مهر است ، و يا ساير هزينه هائى را كه در اين راه متحمل شده نيز شامل مى شود ؟ غالب مفسران معنى اول را برگزيده اند ، و  قدر مسلم از آيه نيز همين است ، هر چند بعضى مانند ابو الفتوح رازى در تفسيرش نفقات ديگر نيز گفته است .
البته اين پرداخت مهر در مورد مشركانى بود كه با مسلمانان پيمان ترك مخاصمه در حديبيه يا غير آن امضاء كرده بودند .
اما چه كسى بايد اين مهر را بپردازد ؟ ظاهر اين است كه اين كار بر عهده حكومت اسلامى و بيت المال است ، چرا كه تمام امورى كه مسئول خاصى در جامعه اسلامى ندارد بر عهده حكومت است و خطاب جمع در آيه مورد بحث گواه اين معنى است ( همانگونه كه در آيات حد سارق و زانى ديده مى شود ) .
5 - حكم ديگر كه به دنبال احكام فوق آمده اين است كه مى فرمايد : گناهى بر شما نيست كه با آنها ازدواج كنيد هر گاه مهر آنها را بپردازيد ( و لا جناح عليكم ان تنكحوهن اذا آتيتموهن اجورهن ) .
مبادا تصور كنيد كه چون قبلا مهرى از شوهر سابق گرفته اند و معادل آن از بيت المال به شوهرشان پرداخته شده اكنون كه با آنها ازدواج مى كنيد ديگر مهرى در كار نيست و براى شما مجانى تمام مى شود ! نه ، حرمت زن ايجاب مى كند كه در ازدواج جديد نيز مهر مناسبى براى او در نظر گرفته شود .
 |+| نوشته شده در  83/10/21ساعت 12:41  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

يك حقوقدان:
ماده‌ي 2 قانون نحوه‌ي اجراي محكوميت‌هاي مالي افزايش زندانيان را موجب شده است لازم است سريع‌تر اين ماده اصلاح شود

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فقه و حقوق - حقوق اقتصادي
يك حقوقدان، اصلاح ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميت‌هاي مالي مصوب 79 را خواستار شد.

غلامحسن استكي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميت‌هاي مالي كه طبق آن اگر اعسار فرد (عدم توانايي مالي در پرداخت دين) به دادگاه اثبات نشود، بايد تا وقتي كه پول را بپردازد و دين خود را ادا كند در زندان بماند، را در افزايش تعداد زندانيان و حتي بالا رفتن ميزان طلاق موثر دانست و افزود: مثلا زني درخواست مهريه مي‌كند و با درخواستش مي‌تواند شوهر را زنداني كند، وقتي مرد به زندان مي‌رود، ديگر نمي‌پذيرد كه با آن زن زندگي كند و همين مسائل باعث جدايي آنها و افزايش طلاق مي‌شود.

وي يادآور شد: با اين كه اين قوانين در همه جاي دنيا منسوخ شده، اما هنوز ما اين قانون را اصلاح نكرده‌ايم، البته شنيده شده است كه قوه‌ي قضاييه لايحه‌اي در حال تدوين دارد اما هم‌اكنون زندانيان زيادي هستند كه به دليل ناتواني در پرداخت دين، در زندان به سر مي‌برند.

استكي با بيان اينكه اين ماده قانوني تعداد زندانيان را افزايش داده است، بر لزوم اصلاح هر چه سريع‌تر اين ماده تاكيد كرد.

منبع و لينك سايت ايسنا

 |+| نوشته شده در  83/10/20ساعت 18:19  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

خانواده سبز: شعبه‌ 264 مجتمع‌ قضايي‌ دادگاه‌ خانواده‌شماره‌ 2 شاهد عجيب‌ترين‌ پرونده‌ سال‌ جاري‌بود 

به‌ گزارش‌ خبرنگار ما زن‌ 20 ساله‌اي‌ به‌ نام‌«م‌» با مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ خانواده‌ مهريه‌ خود را كه‌پانصد هزار شاخه‌ گل‌ رز بود به‌ اجرا گذاشت‌ وي‌مصرانه‌ خواستار دريافت‌ همه‌ پانصد هزار شاخه‌گل‌ رز شد، داماد جوان‌ كه‌ از اقدام‌ همسرش‌غافلگير شده‌ بود از قاضي‌ دادگاه‌ كمك‌ خواست‌اما از آنجا كه‌ طبق‌ قانون‌ مهريه‌ عندالمطالبه‌ است‌،قاضي‌ «نحوي‌» از وي‌ خواست‌ تا مهريه‌ همسرش‌را پرداخت‌ كند اما مرد جوان‌ به‌ قاضي‌ گفت‌: «من‌اين‌ همه‌ شاخه‌ گل‌ رز را از كجا تهيه‌ كنم‌»؟ بنابراين‌گزارش‌ شاكي‌ كه‌ بر دريافت‌ يك‌ جا همه‌ مهريه‌خود اصرار مي‌كرد، گفت‌: «من‌ فقط مهريه‌ام‌ رامي‌خواهم‌ و او طبق‌ قانون‌ بايد با اين‌ خواسته‌ من‌موافقت‌ كند و دادگاه‌ موظف‌ است‌ او را براي‌پرداختن‌ مهريه‌ام‌ تحت‌ فشار قرار دهد».

بنابراين‌ گزارش‌ قاضي‌ دادگاه‌ كه‌ نتوانسته‌ بودزن‌ جوان‌ را از اجراي‌ مهريه‌اش‌ منصرف‌ كندتصميم‌ گرفت‌ تا از اتحاديه‌ گل‌ فروشها كمك‌بگيرد. بنابراين‌ نمايندگان‌ دادگاه‌ و نمايندگان‌اتحاديه‌ گل‌ فروشي‌ پس‌ از بررسي‌ پرونده‌سرانجام‌ هر شاخه‌ گل‌ رز را به‌ قيمت‌ 300 تومان‌حساب‌ كردند، با اين‌ وجود كل‌ مهريه‌ اين‌ زن‌ كه‌پانصد هزار شاخه‌ گل‌ رز است‌ به‌ قيمت‌ يكصد وپنجاه‌ ميليون‌ تومان‌ شد.

در پايان‌ جلسه‌ دادرسي‌ قاضي‌، داماد جوان‌ راملزم‌ به‌ پرداخت‌ صد و پنجاه‌ ميليون‌ تومان‌ پول‌نقد در ازاي‌ پانصد هزار شاخه‌ گل‌ رز كرد. درهمين‌ خصوص‌ قاضي‌ «غلامرضا نحوي‌» رئيس‌شعبه‌ 264 مجتمع‌ قضايي‌ خانواده‌ به‌ خبرنگار مامي‌گويد:

«براساس‌ ماده‌ 1078 قانون‌ مدني‌ هر چيزي‌كه‌ ماليت‌ داشته‌ باشد، مي‌تواند مهريه‌ تلقي‌ شود وچون‌ گل‌ رز جنبه‌ ماليت‌ داشت‌ و قابل‌ تملك‌است‌ پس‌ مي‌توان‌ آن‌ را مهر قرار داد و دادگاه‌ بااستناد به‌ اين‌ ماده‌ از قانون‌ و با مشورت‌ اتحاديه‌گل‌فروشها اقدام‌ به‌ تعيين‌ قيمت‌ گل‌ها كرد».

وي‌ افزود: «زن‌ مختار است‌ به‌ عين‌ مهريه‌ ياقيمت‌ آن‌ را از شوهرش‌ مطالبه‌ كند، ولي‌ درمانحن‌ فيه‌ زوجه‌ به‌ قيمت‌ مراجعه‌ و مطالبه‌ نموده‌است‌». رئيس‌ شعبه‌ 264 با اشاره‌ به‌ پرونده‌ فوق‌وجود پرونده‌هاي‌ مشابه‌ را در نتيجه‌ غفلت‌زوج‌هاي‌ جوان‌ و اطرافيانشان‌ مي‌داند ومي‌گويد: «اين‌ داماد در ظاهر تصور مي‌كردپانصد هزار شاخه‌ گل‌ چيزي‌ نمي‌شود و قيمت‌قابل‌ توجه‌اي‌ ندارد چنانچه‌ اگر همسر او در سفره‌عقد پاي‌ هزار سكه‌ به‌ عنوان‌ مهريه‌ را پيش‌مي‌كشيد او شايد با خواسته‌ نو عروسش‌ مخالفت‌مي‌كرد، اما او غفلت‌ كرده‌ و زندگي‌ را شوخي‌انگاشته‌ است‌، حالا او بايد جور غفلت‌ خود رابكشد».

وي‌ از جوانها خواست‌ به‌ هنگام‌ ازدواج‌ تمام‌جوانب‌ را در نظر بگيرند و از قبول‌ مهريه‌هاي‌سنگين‌ خودداري‌ كنند، غلامرضا نحوي‌ با انتقاد ازمديران‌ و برنامه‌ريزان‌ كتابهاي‌ درسي‌ مي‌گويد:«كتابهاي‌ درسي‌ به‌ ويژه‌ در دوره‌ دبيرستان‌ بايد به‌مسايل‌ ازدواج‌ و تشكيل‌ خانواده‌ اهميت‌ بدهد،همچنين‌ آشنايي‌ و مطالعه‌ مسايل‌ حقوقي‌ مربوطبه‌ مسائل‌ خانواده‌ به‌ ويژه‌ مهريه‌، وظايف‌ زن‌ درمقابل‌ شوهر و شوهر در برابر زن‌، نفقه‌ و... قطعاجوانان‌ را در موقعيت‌ مناسبي‌ براي‌ تصميم‌گيري‌در خصوص‌ ازدواج‌ قرار مي‌دهد، بسياري‌ ازجوانان‌ پس‌ از دريافت‌ مدرك‌ ديپلم‌ و در سن‌18، 20 سالگي‌ ازدواج‌ مي‌كنند، اين‌ در حالي‌است‌ كه‌ اگر از آنها بپرسيد مهريه‌ عندالمطالبه‌است‌ يعني‌ چي‌؟ از دادن‌ پاسخ‌ مناسب‌ عاجزمي‌مانند و اين‌ البته‌ به‌ مديريت‌ غلط و ضعف‌آموزشي‌ ما در مدارس‌ برمي‌گردد».
 |+| نوشته شده در  83/10/20ساعت 6:35  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران 

سرويس اجتماعي - جوانان 

حدود 78 درصد جوانان معتقدند مهريه‌هاي سنگين باعث گريز جوانان از ازدواج شده است.  

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران بر اساس تحقيق ملي صورت گرفته با موضوع «جوان و ازدواج» از جوانان 15 تا 29 سال كشور، بيش از 71 درصد آنها مطرح كرده‌اند افرادي كه به صلاحديد پدر و مادر خود ازدواج مي‌كنند، خوشبخت‌ترند و از سويي ديگر، بيش از 72 درصد ديگر نيز معتقدند كه بهتر است مراسم خواستگاري به شيوه سنتي انجام شود.

همچنين بيش از 90 درصد جوانان، نداشتن شغل را مانع اصلي ازدواج مي‌دانند.

بر اساس اين تحقيق، تنها 6/34 درصد جوانان ترجيح مي‌دهند همسرشان را از بين افراد فاميل و بستگان انتخاب كنند و بيش از 60 درصد ديگر نيز اختلاف سطح تحصيلات بين دختر و پسر در موقع ازدواج را مهم نمي‌دانند.

همچنين 1/65 درصد جوانان بر اين باورند كه دختراني كه زود ازدواج مي‌كنند، فرصت تحصيل و اشتغال را از دست مي‌دهند و تنها 7/30 درصد اشتغال زنان را به مصلحت خانواده نمي‌دانند.

به گزارش ايسنا، داشتن شغل براي دختران به اعتقاد بيش از70 درصد جوانان موقعيت بهتري را براي ازدواج آنها فراهم مي‌كند 

همچنين حدود53 درصد جوانان اعتقاد دارند به دليل اين كه ازدواج در زندگي هر كس معمولا يكبار اتفاق مي‌افتد، بهتر است مراسم آن تا حد امكان باشكوه برگزار شود.

 

 |+| نوشته شده در  83/10/19ساعت 11:13  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

با توجه به اينكه يكي از دوستان به مشكلي اشاره كرده و راهنمايي خواسته سعي ميكنم در پاسخ ايشان و با توجه به تجربيات خودم مطالبي را عنوان كنم .

بايد توجه داشته باشيم پيوند زناشوئي امري مقدس بوده و فرا تر از يك قرارداداجتماعي و در اصل يك رابطه عاطفيست .متاسفانه در بعضي موارد مردان جامعه ما بواسطه اينكه فرهنگ رايج مملكت ما شيوه خاصي دارد شرايط موجود را وسيله آزار همسر خود ميكنند در اشارات قبلي عنوان كردم راههاي قانوني را بعنوان اخرين راه چاره براي مشكلات خانوادگي پيشنهاد ميكنم يعني جايي كه ديگر اميد قطع شده باشد .

در مورد خانمي كه با مدارا و سازگاري با مردي زندگي ميكند و براي ايشان فرزندي هم بدنيا ميآورد نميتوان تا آن اندازه بي انصاف بود كه محبتها و خاطرات خوش گذشته را با اندك ناراحتي فراموش كرده و با توسل به زور و يا بعضاً تحقير آنهم در پيش چشم ديگران موجبات آزار او را فراهم آورد .

چيزي كه در اين مرحله شايسته تدبير بنظر ميرسد بدست گرفتن راهكارهاي روانشناسي جهت حل مشكلات ميباشد و من براي يك فرد با هوش و تيز بين اين بحثها را مطرح ميكنم و يا هر كس كه بتواند با استفاده از موقعيتهايي كه در دست دارد بازي باخته را در دقايق پاياني به بازي برنده تبديل كند .

متاسفانه همانطور كه بعضي از مردان جامعه ما وضعيت خاصي دارند بعضي از زنهاي جامعه ما هم در استفاده از تدابير و روشهاي صحيح ناتوان هستند .

اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه قلب مردها كليد دارد و بنظر شخصي من هر زني كليد قلب شوهر خود را ميتواند بدست بگيرد و اين فقط يك شعار نيست بلكه بعنوان يك مرد كه در اين جامعه زندگي كرده ام اين موضوع را دارم عنوان ميكنم .

نبايد هميشه فكر كنيم لزوماً   تنها راه موفقيت و سربلند بودن در مشكلات چيزهايي هست كه ما به آنها فكر ميكنيم .

و اين حديث را بخاطر داشته باشيد

امام محمد تقي : سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند،پشيمان نگردد :

اجتناب از عجله ، مشورت كردن* ، توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .

با رعايت اين نكات هر كسي قابل اصلاح ميباشد و اگر اصلاح پذير نباشد راههاي پايان بخشيدن به زندگي مشترك زياد سخت نيست .

براي حل مشكل ميشود از مشاوران خانواده استفاده كرد البته اگر فرد دلسوز و بي طرف در خانواده هاي دوستان و آشنايان وجود داشته باشد كه از آگاهي كافي برخوردار باشد بواسطه عاطفه و رقت قلبي كه نسبت به زندگي شما دارد كارسازتر خواهد بود .پيشنهاد ميكنم اين روشها را در نظر بگيريد و اگر بعنوان مقابله در مقابل رفتارهاي بد شوهر مقابله به مثل نكنيد بسيار موثر تر خواهد بود ولي بي تفاوتي و صبري كه ناشي از استيصال باشد هم مخرب ميباشد بهر حال اين وضعيت را با اين شرايط قبول نكنيد و در فكر اصلاح باشيد چون نشانه نارسايي در روابط خانوادگي ميباشد .

پيشنهاد ديگر من اين است كه در بدو امر به مشاوران حقوقي مراجعه نكنيد و اول موارد مذكور را عملي كنيد .بدون تعارف در صورتي كه به اكثر مشاوران حقوقي مراجعه نمائيد به شما در مورد حقوقتان مثل نفقه و مهريه و امثال آن ممكن است آگاهي بدهند و راههايي را در پيش پاي شما بگذارند كه از نظر من ممكن است نتيجه عكس هم بدهد بهر حال وكلا بنوعي سودشان در حل اختلافات و . . . ميباشد  .و در نهايت در صورتي كه كار شما با در نظر گرفتن نكات اصلاحي فوق الذكر به فرجام نرسيد از طريق حقوق قانوني خود كه در پستهاي قبلي بصورت كلي مطرح كردم و مشاوره با مشاوران حقوقي كه در خود دادگستري مستقر هستند و مشاوره هاي رايگان حقوقي ميدهند ميتوانيد براي اقدامات قانوني خود تصميم گيري كنيد .

*شرايط فردي كه با آن مشورت ميكنيد :

عاقل باشد ـ از خدا بترسند و متدين حقيقي باشد ـ پست نباشد ـ ترسو نباشد ـ بخيل نباشد ـ حرص مال دنيا نداشته باشد ـ دوست و يار او باشد ـ رازدار باشد ـ براي مشورت اطلاع كافي از موضوع مورد مشورت داشته باشد .

براى فضيلت مشورت و اهتمام در همين كافى است كه حقتعالى پيغمبر خود را كه عقل مكونات بود در قرآن مجيد امر به مشورت فرموده است كه: وَشاوِرْهُمْ فِى الْامْرِ فَاِذْا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ يعنى مشورت كن با اصحاب خود در امور پس چون عزم كردن پس توكل كن بر خدا.

 |+| نوشته شده در  83/10/16ساعت 20:29  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

ناتواني قانون براي حل مشكلات خانوادگي

 

در حالي كه شايد بنظر برسد وبلاگي كه مشاهده ميكنيد لازم باشد حداقل بخاطر اسمش هم كه شده فقط از قانون و مقررات صحبت كند ولي چيزهايي كه مينويسم بنوعي از روي دردي است كه براي جوانان اين مملكت دارم .

اين درد من را وا ميدارد تا حقايق قانون و عرف و زندگي را تا آنجا كه معلوماتم به من اجازه ميدهد روشن كنم تا شانس زندگي موفق را در جوانان بالا ببرم اگه سر تا سر قانون را مرور كنيد هيچ اثري از عاطفه نميتوانيد ببينيد و بنظر شخصي من اصلا هيچ دوا و مرهمي بر درد انسانها نيست و كلاً قانون همه را از روي انعكاس تصويرشان بر روي تيغ بيرحم شمشير خود ميبيند نگاهي تيز و بيرحمانه در سر تا سر قانون هيچ قانوني بر مبناي دوستي و صفاي بين زن و شوهر بنا نشده ، هيچ توجهي به پايداري و محكم شدن پيوندها نشده و تمام توان مصوبين قانون سخت كردن طلاق و ايجاد موانع مختلف بوده بدون توجه به اينكه زندگي وقتي پايداري ندارد و عاطفه فيمابين بسرعت رنگ ميبازد ديگر هيچ مانعي نميتواند جلوي از هم پاشيدن زندگيها را بگيرد وقتي مرد جلو نرود زن ميرود .

هيچ قانوني سعي نكرده تا به انسانيت انسانها نگاه كرده و عواطف و روح انسانها را ارج نهد و در مقابل انسانها را موظف كرده تا محدوده اعمال و رفتار خود را كنترل كرده و انسانيت انسانها را فقط از روي روابط فيمابين آنها بررسي ميكند .در حالي كه خواسته و نياز انسانها بيشتر از اينها ميباشد . شايد از آنجا قوانين بر قوائد خاص نظر دارد و سعي دارد تا روابط انسانها را سامان بخشد اين باشد كه خود قانون بر اجتماع و نظم استوار است و بي نظمي و اخلال  در جامعه مانع از ثبات قانون باشد با توجه به اين نگرش بايد گفت قانون در درجه اول دلش براي خودش ميسوزد و در درجه هاي بعد به چيزهاي ديگر اهميت ميدهد .در حال حاضر قانون مدني ايران كه قوانين خانواده را هم شامل ميشود  بوضوح روح خشك خود را بنمايش گذاشته و محيطي براي پيچيدگيهاي مختلف شده است ماده اي كه بخواهد بر روح زندگي مشترك توجه داشته باشد در قانون نيست . شايد وجود يك بزرگتر نادان در خانواده يكي از طرفين براحتي بتواند زندگي مشترك را نابود كرده و هيچ تدبيري براي اين شرايط انديشيده نشده است در حالي كه دخالت والدين بعنوان يكي از دلايل مهم جدايي مطرح شده است. وقتي يك طرف از نظر عاطفي آزرده شده باشد بايد به روشهاي خشن قانوني متوسل شود تا منظور خود را بفهماند و  در بعضي موارد با اينكه بنظر ميرسد فردي در مورد زندگي خود محق است ولي بخاطر عدم وجود قوانين مجبور به سكوت است و در ارتباط با خواسته هاي سطح پائينتر طرفين، قوانيني وجود ندارد .هر كس در زندگي آزرده شود يا بايد تحمل كند ويا وقتي فكر دادگاه را ميكند بايد دل را به دريا بزند و تا آخر راه برود .

 

قسمتهايي از مشكلات قانون مدني :

 

1- اگر زني شوهرش را تنها بگذارد در نهايت كار صرفاً دو راه براي عكس العمل نشان دادن به آن براي مرد وجود دارد :

الف – ازدواج مجدد

ب- طلاق

2- اگر مردي زنش را تنها بگذارد :

طلاق و . .

اجراي مهريه

مطالبه نفقه

3- اگر اطرافيان در زندگي مشترك دخالت كنند و آموزش غلط بدهند عملاً قانوني براي كمك به زوجين وجود ندارد و اين يكي از ساده ترين راههايي است كه ميتوان زندگيها را از هم پاشيد و قانون مدني هم فقط نگاه خواهد كرد .

4- براي گرفتن طلاق و اذيت شوهر اجراي مهريه و به زندان انداختن او كه در هيچ يك از جوامع بشري كه تا كنون خلق شده اند هيچوقت زن و شوهر بخاطر طلبكاري و بدهكاري اصل زوجيت خود را تا اين حد زير سوال نبرده اند .

و . . . .

روند كار محاكم معمولا شيوه اتوماتيكي دارد كه خود بخود اگر زن و شوهر هم نخواهند شرايط جدائي آنها را كم كم  و بمرور زمان برايشان فراهم ميكند  .

 

 |+| نوشته شده در  83/10/16ساعت 16:18  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
اما بايد در شرايط زير مواظب باشيد
( شعر از سعدي )
  
بداخلاقي:
به زندان قاضي گرفتار به
كه در خانه ديدن بر ابرو گره
........................................
جاروجنجالي بودن:
در خرمي برسـرايي ببند
كه بانگ زن از وي برآيد بلند
........................................
خودسري:
چو زن راه بازار گيرد، بزن
وگرنه تو در خانه بنشين، چو زن
........................................
ناداني و دروغگويي:
زني را كه جهل است و ناراستي
بلا بر سر خود نه زن خواستي
........................................
خيانت:
چو در كيله يك جو امانت شكست
از انبان گندم فروشوي دست
زن شوخ چون دست در قليه كرد
برو گو بنه پنجه بر روي مرد
........................................
اختلاط با بيگانه:
چو در روي بيگانه خنديد زن
دگر مرد گو لاف مردي مزن
........................................
نداشتن عفت و پاكدامني :
چو بيني كه زن پاي برجاي نيست
ثبات از خردمندي و راي نيست
گريـز از كفش در دهـان نـهنگ
كـه مردن به از زنـدگاني به ننگ
........................................
در نظر گرفتن اين شرايط غير از  آشنايي و شناخت فرد مورد نظر و خانواده او راه ديگري ندارد و اين شناخت بوسيله امتحان كردن طرف مقابل ، مخصوصا در صفات راستگويي و امانتداري حاصل نميشود .
 
و عاقبت افرادي كه در گزينش همسر رعايت نكات بالا را نكردند !
 
چه نغز آمد اين يك سخن زان دوتن
                  كـه بودند سرگشته از دسـت زن
يـكي گفـت كـس را زن بــد مبـاد
               دگر گفت زن در جهان خود مباد
 
 |+| نوشته شده در  83/10/15ساعت 11:3  توسط انصاف ـ قانون  | 
 

معيار اصولي و متناسب براي انتخاب همسر  

 

خانواده هردو نفرازنظر فرهنگي و سنتهاي رايج نزديك به هم باشند .

تا سر حد امكان ، تمكن مالي دو خانواده متناسب با يكديگر باشد.

 اگر هر دو نفر اهل يك شهر نيستند حداقل در ساير زمينه ها و آداب و رسوم نزديك به هم باشند.

ديدگاههاي دو خانواده از نظر مذهبي سياسي اجتماعي و معاشرت نزديك به هم باشند .

درخانوادة آنهاپدرسالاري يامادرسالاري بصورت مطلق وجود نداشته باشد.

 تناسب جسمي شكل قيافه و اندام آنها به هم نزديك باشد تا حدي كه تفاوتهاي موجود خيلي چشمگير نباشد.

از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه به هم بيايند .

از نظر ميزان تحصيلات ، اختلاف  فاحش نداشته باشند.

اختلاف سليقه در انتخاب محل سكونت يا محل كار نداشته باشند .

از نظر طرز تفكر و انديشه اجتماعي به هم نزديك باشند.

ديدگاهشان نسبت به زندگي يكسان باشد.       

تفاوتهاي شخصيتي و حضوصيتهاي رفتاري فاحشي نداشته باشند .     

تاآنجاكه مقدوراست بهره هوشي آنها نزديك به هم باشد.

 داراي ديدگاههاي سياسي گرايشهاي اعتقادي وافقهاي فكري نزديك به هم داشته باشند.

هر دو نفر استقلال راي داشته باشند يعني شخصاً در امور زندگي تصميم بگيرند نه با دهن بيني و تقليد از ديگران.

از نظر تفكرات مذهبي در دوقطب مخالف هم نباشند كه اين مورد بسيار مسأله ساز است .

اصل مطلب و مطالب كلي

 |+| نوشته شده در  83/10/15ساعت 10:56  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters